بغضهای مرطوب مرا باور کن

بغضهای مرطوب مرا باور کن،
این باران نیست که میبارد ،
صدای خسته ی قلب من است که از نفیر آسمان دلم بیرون میریزد روزی ،،
روزی که کهنه ها رخت نو بپوشن به تن و آن روز جشن باران است بر دعای ای کاش نگاه تو /
دلنوشته های خیس باران / از : سعید
دیدگاه ها (۶)

آی ؛ آدم هـایِ غمگـینِ دوست داشتـنیآیا ؛ در میـان شما کسـی ه...

در عمق سکوت ؛ همچنـان منتـظرمتـا قطره های بـاران چشاتتـو را ...

گمانم شیخ شیرازی ٬ که با یک غمزه ی تنهابه خال هندویی بخشید ٬...

این قدر در بغل سرد هوا ناز نکنپیش پاییز دگر سفره دل باز نکنت...

هزارمین قول انگشتی را به یاد اور پارت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط