حرمتها که شکسته شد ...

حرمتها که شکسته شد ...
مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا کنی،
آنچه در دستت بود امانتی پنهان بود حراج کردی
آنچه نباید بگویی گفتی
فاجعه را یک عذر خواهی درست نمیکند
حرف، حرف ویران کردن دل است
نه دیواری خراب کنیم از نو بسازیم
"دلی که ویران کردی قصری بود که خود ساکن آن بودی
راستی حالا که خود را بی خانه کردی
با آواره گی چه میکنی
شاید به خرابه های جا مانده از دیگران پناه میبری ....
دیدگاه ها (۱)

حرمت ها که شکسته شد مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احی...

حرمت‌ها که شکسته شدمسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا...

حرمتها که شکستهحرمتها که شکسته شد , مسیح هم که باشی نمیتوانی...

حرمتها که شکسته شد ...مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را ا...

حرمتها که شکسته شدمسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا ...

حرمتها که شکسته شد، مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احی...

حرمتها که شکسته شدمسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را احیا ...

حرمتها که شکسته شد , مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را اح...

حرمتها که شکسته شد , مسیح هم که باشی نمیتوانی دل شکسته را اح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط