#سناریو
#سناریو
موقعیت🎀: وقتی اومدن خاستگاری
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
چان🐺
با گل و شیرینی میاد و اونجام بهترین خودشو نشون میده و موفق میشه بابات و راضی کنه
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
لینو🐰
اونم با گل و شکلات مورد علاقت میاد و باهم صحبت میکنین
بابات: خب لینو جان ازت میخوام که مراقب دخترم باشی من که دیگه پیر شدم
لینو: چشم چشم اما از شما پیرترم هستا
❣️: لینووووو
بابات: کسی که از خدا بیشتر عمر نکرده و سن بالاتر نیس
لینو: هست
بابات: نیست
لینو: هست
بابات: کی؟
لینو: کریستوفر بنگ چان😇
بابات: 😑😑
❣️: 🤣🤣
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
چانگبین🐷🐰
بابات: خب من فقط ازت میخوام که باهاش خوب رفتار کنی اگه دخترم واقعا عاشقت شده من حرفی ندارم
چانگبین: نه من نمیزارم کسی به دخترتون از گل نازک تر بگه
❣️: اوهوم منم خیلی دوسش دارم
بابات: پس مبارکه
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
هیونجین🥟
توی قهوش انقدر نمک ریخته بودی بچه میخواست بکشتت
اما بازم خیلی خوب رفتار کرد و موفق شد بگیرتت
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
هان🐿
یه سنجاب کوچولی کیوت خیلی خوشتیپ شده بود و توهم اونجا دوباره عاشقش شدی و اونقدری خوب باهات رفتار کرد که باباتم فهمید جیسونگ یه سنجاب خیلی خوبه و هیچی دیگه مبارک باشهههههه🎀🥳
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
فیلیکس🐥
با همون صدای دیرش با بابات حرف میزد و ازخودش میگفت
بابات: من حرفی ندارم اگه عاشق همین به [نمیدونم چی میگن]دخترم رو به شما میدم[واقعا نمیدونم چی میگن اصن مگه من تاحالا خاستگاری کردم که بیام بگم]
و موفق شدین خاستگاری کنین و رفتین سر خونه و زندگیتون
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
سونگمین🐶
خیلی جذاب شده بود و تونست مخ باباتو بزنه
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
جونگین🦊
خیلی خوشتیپ شده بود و با بات حرف زدین
بابات: من فقطمیخوام دخترم کنار کسی باشه که خوشبخته باهاش دوست ندارم باهاش بد رفتاری شه
جونگین: من حتی نمیذارم کسی بهش تو بگه
و خاستگاری کردین
❣️: آفرین بچه نون خودمی
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
موقعیت🎀: وقتی اومدن خاستگاری
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
چان🐺
با گل و شیرینی میاد و اونجام بهترین خودشو نشون میده و موفق میشه بابات و راضی کنه
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
لینو🐰
اونم با گل و شکلات مورد علاقت میاد و باهم صحبت میکنین
بابات: خب لینو جان ازت میخوام که مراقب دخترم باشی من که دیگه پیر شدم
لینو: چشم چشم اما از شما پیرترم هستا
❣️: لینووووو
بابات: کسی که از خدا بیشتر عمر نکرده و سن بالاتر نیس
لینو: هست
بابات: نیست
لینو: هست
بابات: کی؟
لینو: کریستوفر بنگ چان😇
بابات: 😑😑
❣️: 🤣🤣
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
چانگبین🐷🐰
بابات: خب من فقط ازت میخوام که باهاش خوب رفتار کنی اگه دخترم واقعا عاشقت شده من حرفی ندارم
چانگبین: نه من نمیزارم کسی به دخترتون از گل نازک تر بگه
❣️: اوهوم منم خیلی دوسش دارم
بابات: پس مبارکه
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
هیونجین🥟
توی قهوش انقدر نمک ریخته بودی بچه میخواست بکشتت
اما بازم خیلی خوب رفتار کرد و موفق شد بگیرتت
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
هان🐿
یه سنجاب کوچولی کیوت خیلی خوشتیپ شده بود و توهم اونجا دوباره عاشقش شدی و اونقدری خوب باهات رفتار کرد که باباتم فهمید جیسونگ یه سنجاب خیلی خوبه و هیچی دیگه مبارک باشهههههه🎀🥳
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
فیلیکس🐥
با همون صدای دیرش با بابات حرف میزد و ازخودش میگفت
بابات: من حرفی ندارم اگه عاشق همین به [نمیدونم چی میگن]دخترم رو به شما میدم[واقعا نمیدونم چی میگن اصن مگه من تاحالا خاستگاری کردم که بیام بگم]
و موفق شدین خاستگاری کنین و رفتین سر خونه و زندگیتون
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
سونگمین🐶
خیلی جذاب شده بود و تونست مخ باباتو بزنه
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
جونگین🦊
خیلی خوشتیپ شده بود و با بات حرف زدین
بابات: من فقطمیخوام دخترم کنار کسی باشه که خوشبخته باهاش دوست ندارم باهاش بد رفتاری شه
جونگین: من حتی نمیذارم کسی بهش تو بگه
و خاستگاری کردین
❣️: آفرین بچه نون خودمی
■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■
- ۶۷۸
- ۱۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط