part

part45

ته بغض کرده بود.
+تهیونگ بخدا نمیخواستم داد بزنم که ناراحت بشی.
_این ناراحتی نیس ناراحتی جایی است که دیگه بهم برنمیگردی .
+ته
_ا/ت ازت خواهش میکنم بخدا من مست بودم اصلا عقلم سر جاش نبود ببخشید بهم برگرد.
+(زل زده)
ته میخواست چیزی بگه که با لبای نرم ا/ت خفه شد.
نفس کم اوردن جدا شدن
_الان چیکار کردی (شک)
+مگه نمیتونم ته ته رو نبخشم حالا یه اشتباهی کردی
_یعنی الان دوباره بهم برمیگردی (ذوقققققق)
+اره ولی بزار ببینم ویلیام میزاره
_اگه نزاشت
+دیگه از دور نگام میکنی
_اما
+راستی یچیزی
_جون دلم
+چرا بهم میگفتی جن*ده میدونی چقد ناراحت میشدم
_ا/ت ببخشید واقعا معذرت میخوام
+هنو این نیس بهم گفتی جن*ده ولم کن من زن دارم. بهم گفتی دیگه زنگ نزن. به مرتیکه دراز گفتی فقط این گوها نیس. میدونی چقد زدم
_گوه خورده جنازشو میارم پات
+نمیخوام
_خب چیکار کنم حالا یه گوهی خوردم (اومممممم فیکه پرنسس ها)
+برگرد پیش اون دختره نمیخوام
_اما
+گفتی ازم خسته شدی
_من گوه خوردم (گریه)
+نمیخوام بزن کنار میخوام پیاده بشم میرم خونه با همون مرده ازدواج میکنم
_ا/ت خانوم اعصبانیم نکن که (یکم داد)
+اعصبانی بشی که چی؟
_باشه حالا منو میبخشی؟
+نه
_خدایااااااااااااااا (داد )
+داد نزن اه
_ببخش دیگه فرشتم
+اته بلام خولاکی بتلی میتبشم (اگه برام خوراکی بخری میبخشم)
_واقعا؟
+اله
_هرچی خواستی میخرم
تو راه به سمت فروشگاه روند بعد چندین رسیدیم فروشگاه و پیاده شدیم رفتیم تو.
ص:سلام
+سلام
_سلام
_خب کوچولو برو هرچیزی که دلت بخواد رو بخر
+باجه
_کیوت
دیدگاه ها (۱۱)

part44دکتر معاینه کرد و گفت. د:حالش خوبه میتونین زودتر مرخصی...

part43صب با نور خورشید بیدار شدم یه کشی به بدنم دادمو به سمت...

لانگ فیکشن از سونگمین/ p1

part40ویلیام از اتاق رفت بیرون منم دراز کشیدم و به فکر ته شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط