moon and 🌟 star
moon and 🌟 star
پارت ۱
من ات هستم دختری ک در سن نوجوانی مادر مهربونش رو از دست دادم و با پدرم زندگی میکنم پدرم بعد از گذشت ۱ سال زن گرفت و نامادری ام. بالا سرم و با پسرش ک مثل یخچال بود زندگی میکنم
بله آین داستان گذشته من هست الان من ۱۹ سالم هست و دانشگاه میرم رشته حقوق میخونم و ب جز خانواده ام زندگی خوبی.دارم
ویو ات
اه صبح ها همیشه زود باید بلند شم نمیشه بعد از ظهر باشه ؟ یاااا گی گفته
با هزار ذور و زحمت بلند شدم و از تخت عزیزم دست کشیدم
رفتم ی دوش ده مینی گرفتم و آرایش کردم و هودی و شلوار بگ جین پوشیدم و راه افتادم دم در دانشگاه مهدیس رو دیدم
او یادم رفت مهدیس یکی ار بهترین دوست و صمیمی من هست
ات: سلام پشمک جونم ( همیشه ب رفیقم ک مهدیس میگم 😅)
مهدیس : سلام سوسیس جونم
ات : دختره ی پلشت
مهدیس : بریم سر کلاس الان استاد جدید کلاس رو تو سرمون خراب میکنه
ات: اوکی
رسیدیم سر کلاس ک نشستیم و منتظر استاد شدم
تا استاد پاشو گذاشت تو ک دیدم استاد جذاب و جوون بود اه ات کم هول باش خفه شو دختره اسکل
بعد از گذشت چند ساعت طاقت فرسا کلاس تموم شد و ب سمت خونه راه افتادیم
مهدیس : سوسیس نظرت با ی بار ب مناسبت
اولین روز دانشگاه جیه؟
ات : تو پولشو میدی ها!گفته باشم
مهدیس : باشه دختره ی خسیس 😅😒
رفتیم ب بار و چند لیوان ویسگی خوردیم و ب اشتباه مست شدم ک تو بار ،......
پارت ۱
من ات هستم دختری ک در سن نوجوانی مادر مهربونش رو از دست دادم و با پدرم زندگی میکنم پدرم بعد از گذشت ۱ سال زن گرفت و نامادری ام. بالا سرم و با پسرش ک مثل یخچال بود زندگی میکنم
بله آین داستان گذشته من هست الان من ۱۹ سالم هست و دانشگاه میرم رشته حقوق میخونم و ب جز خانواده ام زندگی خوبی.دارم
ویو ات
اه صبح ها همیشه زود باید بلند شم نمیشه بعد از ظهر باشه ؟ یاااا گی گفته
با هزار ذور و زحمت بلند شدم و از تخت عزیزم دست کشیدم
رفتم ی دوش ده مینی گرفتم و آرایش کردم و هودی و شلوار بگ جین پوشیدم و راه افتادم دم در دانشگاه مهدیس رو دیدم
او یادم رفت مهدیس یکی ار بهترین دوست و صمیمی من هست
ات: سلام پشمک جونم ( همیشه ب رفیقم ک مهدیس میگم 😅)
مهدیس : سلام سوسیس جونم
ات : دختره ی پلشت
مهدیس : بریم سر کلاس الان استاد جدید کلاس رو تو سرمون خراب میکنه
ات: اوکی
رسیدیم سر کلاس ک نشستیم و منتظر استاد شدم
تا استاد پاشو گذاشت تو ک دیدم استاد جذاب و جوون بود اه ات کم هول باش خفه شو دختره اسکل
بعد از گذشت چند ساعت طاقت فرسا کلاس تموم شد و ب سمت خونه راه افتادیم
مهدیس : سوسیس نظرت با ی بار ب مناسبت
اولین روز دانشگاه جیه؟
ات : تو پولشو میدی ها!گفته باشم
مهدیس : باشه دختره ی خسیس 😅😒
رفتیم ب بار و چند لیوان ویسگی خوردیم و ب اشتباه مست شدم ک تو بار ،......
- ۱۳۲
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط