پسر همسایه P

🏠پسر همسایه🏠 🪐P1🪐

ویو ا.ت

امروزم بیدار شدم و رفتم آماده بشم. رفتم پایین دیدم لیا داره صبحانه درست می‌کنه.(لیا دوست خیلی خیلی صمیمی ا.ت که سه سال از ا.ت کوچیک تره و ۲۲ سالشه )

+سلام جوجو
-سلام عشقم. کجا داری میری ؟
+مطب،مریض دارم امروز زود میام.
-آها باشه عشقم اول بیا صبحونه بخور بعد برو
+باشه

ویو ا.ت تو مطب

امروز دیگه دارم یه خونه ی جدید می‌گیرم چون لیا داره میره یه شهر دیگه و داره خونشو میفروشه. امروز قراره چند تا خونه ببینم و انتخاب کنم البته خونه که نه پنت هاوس.

چند ساعت بعد

عمل جراحی خوب پیش رفت. دیگه لباسمو بپوشم و برم که خونه هارو ببینم.

چند تا خونه رو دیدم و از یکیشون خیلی خوشم اومد ولی چون نو بود هرچیزی نداشت.
یکی از دوستام طراح خونست بهش زنگ زدم و گفتم خونمو برام درست کنه ولی گفت تقریبا چند ماه طول بکنه.

منم مجبورم یه خونه نقلی اجاره کنم تا اون موقع.

لیا فردا خونه رو داشت میفروخت و منم رفتم چند تا خونه نقلی کوچیک ببینم از یکیش خوشم اومد و قرار شد که فردا قرارداد ببندیم.

ادامه....
دیدگاه ها (۰)

🏠پسر همسایه🏠تتو ا.تناخن های ا.تقیافه ا.تموهای ا.تلباس دکتری ...

جونگ‌کوککککک

جونگ‌کوکککک

P¹زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/ت از خواب بیدار شدم بدن...

Part 14

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط