من جولیت هستم

من جولیت هستم
بیست و سه ساله
یک بار طعم عشق را چشیده ام
مزه تلخ قهوه سیاه می داد
تپش قلبم را تند کرد
بدن زنده ام را دیوانه
حواسم را به هم ریخت
و رفت

من جولیت هستم
ایستاده در مهتابی
با حسی از تعلیق
ضجه می زنم که بازگرد
ندا در می دهم که بازگرد
لب هایم را می گزم
خونشان را در می آورم
و او بازنگشته است

من جولیت هستم
هزار ساله
و هنوز زنده ام

هالینا پوشویاتوسکا
دیدگاه ها (۲)

"استاد شهریار "راه کج بود نشد تا به دیارم برسمفال من خوب نیا...

گرگها در این بیابان حکمرانی می کنند !در میان گوسفندان روضه خ...

هیتلر هرگز به عشقش نرسیدازو پرسیدند چرا میان جنگ و عشق ، جنگ...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

🔺 من جولیت هستمبیست و سه سالهیک بار طعم عشق را چشیده‌اممزه ت...

‍ من جولیت هستمبیست و سه سالهیک بار طعم عشق را چشیده اممزه ت...

‍مَن جولیِت هَستمبیست و سِه سالهیک بار طَعم عِشق را چشیده ا‍...

من جولیت هستم، بیست و سه ساله ، یک بار طعم عشق را چشیده ام، ...

یک بار طعم عشق را چشیده اممزه تلخ قهوه سیاه می دادتپش قلبم ر...

یک بار طعم عشق را چشیده اممزه تلخ قهوه سیاه می دادتپش قلبم ر...

"من جولیت هستم!23 سالهیکبار طعم عشق را چشیده اممزه تلخ قهوه ...

یکبار طعم عشق را چشیده ام، مزه تلخ قهوه سیاه می داد، تپش قلب...

یک بار طعم عشق را چشیده اممزه تلخ قهوه سیاه می داد!تپش قلبم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط