شعرهایم قصه میخوانند

شعرهایم قصه میخوانند
تا تو آرام بخوابی
نترس، صبح فردا
مرا بجرم شعر گفتن
از چشمهایت
دیوانه میخوانند و
مست تو بودن
گناهی ایست
که پاداشش
بهشت آغوش توست
#بهزادشهریاری🌹
@asheghanehha2020
دیدگاه ها (۲)

در گلستان خیالم جستجویت میکنمنرگس عشق منیهر لحظه بویت میکنمم...

تو از شعرهایت🌸 🍃 موجی بساز، نرم و لطیف🌸 🍃 من ساحل اشعارم را🌸...

وقتی جسارت عاشقانه های🍃 یک شاعر را نداری، 🌸 🍃 قافیه ی غزلها...

من صدفها را 🌸 🍃 در بوسه ی موج🌸 🍃 بر گونه ی ساحل🌸 🍃 میجویم و...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط