تک و تنها رقیه تو صحرا

تک و تنها رقیه تو صحرا
می افته رو خارها
به زیر دست وپا
همه اش می گفت :بابا !

تنش کبوده

سیلی خورده !
ببین چه پژمرده !
گمون کنم مرده !
گوشش شده پاره
بدون گوشواره
جرمش,چی بوده ؟؟!!!

برا عروسکها می گفت : عموی من پهلوونه
برام لالایی می خونه !

عمو عباس !
از وقتی که رفتی...
کتک شده مفتی !

ورم داره بازوم !
شکسته این پهلوم !
عمو کجایی ؟!

دشمن ، چقدر داره کینه !
دستاش چه سنگینه !
عمو کجایی ؟!!

رفته ز سر هوشم !
پاره شده گوشم !
عمو کجایی ؟!!
……………
دیدگاه ها (۱)

ای آرزویم !شام گیسویم ، بی تو سحر شد...ای پاره پیکر !از قح...

انتخاب با خودت...تقدیر را رقم بزن...عاشورا هر روز در کربلای ...

تو مشکت رو تو آب زدی موجهای دریا شد آروم !تا رو به ساحل او...

آقاجان ! با یاد تو نشسته ام، در راهی که عبور کنی، می‌خواهم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط