Forest Vampire

Forest Vampire
Part 21





جونگ کوک. به کل ون میمون لعنتی رو یادم رفته بود و وقتی نگاش کردم زل زده بود به ون ادمیزاد سریع بلند شدم و رفتم نزدیک ته یان تقریبا از نا دور شده بود اما ون میمون همچنان داشت به ما نگاه می کرد.....

جونگ کوک. هعیی تو ( روبه ا/ت
ا/ت. ها چیشد... بله ( خواب الود
جونگ کوک. بلند شو ببینم مگه اینجا جای خوابه
ا/ت. ببخشید
جونگ کوک. ببینم اصلا برات مفهمومه که اللن کجایی که انقد راحت و بیخیال داری چرت میزنی؟
ا/ت. خوب خوابم برد چیکار کنم
جونگ کوک. لعنت بهش هر اتاقی ببرمت پیدات میکنه (اروم و زمزمه وار
ا/ت. کی پیدام میکنه؟
جونگ کوک. ساکت باش یه لحظه (پوکر
ا/ت. خون آشام دیونه (تو دلش
جونگ کوک. چاره ای ندارم (یه نفس عمیق کشید) تو اتاق من میمونی
ا/ت. هااا؟ چرا؟
جونگ کوک. چون من میگم دلیلش به تو مربوط نیست انقدم تو کارمن فضولی نکن (جدی
ا/ت. باشه (اروم
( ا/ت و جونگ کوک رفتن به اتاق جونگ کوک همون اتاقی که ا/ت توش بیدار شد)
جونگ کوک. تو رو مبل میخوابی (اشاره به مبل کنار پنجره و یه پتو و بالشت هم انداخت روی مبل
ا/ت. باشه ( شونه هاشو بالا انداخت

( ادمین. جونگ کوک. چرخید و تو همون یه حرکت لباسش عوض شد و رو تخت پشت به ا/ت دراز کشید ا/ت تعجب کرد اخه چطور ون کار رو کرد هر چند غیر عادی نبود ون یه خون آشامه هر کاری ازش بر میاد لباس عوض کردن که چیزی نبود ا/ت نمیدونست چطور با ون لباس دست و پا گیر بلند سر کنه توی ون کمد هم لباس بهتری نبود که بر داره مجبور بود با همون لباس بخوابه ا/ت رو مبل دراز کشید و پتو رو انداخت روش هوای اتاق گرم شده بود برای همین بلند شد که پنجره رو باز کنه قافل از اینکه خون آشام ها به نور خورشید حساسن و بهشون اسیب میزنه ا/ت وقتی پنجره رو باز کرد نور زیادی وارد اتاق شد.....

جونگ کوک. ببندشششش ( بلند
ا/ت. سریع پنجره رو بست
جونگ کوک. با یه اشاره انگشتش پرده رو کشید و ومد. سمت ا/ت
جونگ کوک. دفعه اخرت باشه ون پنجره رو باز میکنی ( چشماش قرمز شد و با یه لحن ترسناک اینو گفت
ا/ت. بب... باشه..... ببخشید... (اروم و ترس
جونگ کوک. حالم از همتون بهم میخوره آدمای بدرد نخوره دردسر ساز ( برگشت سرجاش تا دوباره بخوابه
ا/ت. وای خدایا از بیخ گوشم گذشت اخه دختره دیونه کی وقتی با یه خون آشام هم اتاقیه پنجره باز میکنه ونم تو روز باید حواسم رو بیشتر جمع کنم.......




ادامه دارد....
دیدگاه ها (۲)

مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 26تهیونگ. چاره‌ای ندارم مجبور...

Forest VampirePart 22ویو ا /ت. وقتی اروم شد و دوباره خوابید ...

مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 25ادمین. ا/ت و سوریا دیگه توا...

Forest VampirePart 20ته یان. ووو چه خشنجونگ کوک. کجاشو دیدی ...

پرنسس من ۲۷

"سرنوشت " فصل ۲ p,33....خانم : درموردت باهام صحبت کرد ... ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط