اندکی فکر کن ...

اندکی فکر کن ...

به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند .

به بچه هایی فکر کن که گفتند :" بابا زود برگرد "و اکنون نشسته اند و

هنوز انتظار می کشند .

به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند

و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند .

به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم

می ایستندو بعد " غرور " شان مانع از " عذر خواهی " می شود ،

و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد .

من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ ،

ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند ،سوگواری می کنم .

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستندکه ،

آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند ،

و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،گریه می کنم .

به افراد دور و بر خود فکر کنید ...کسانی که بیش از همه دوستشان دارید ،

فرصت را برای طلب " بخشش " مغتنم شمارید،در مورد هر کسی که در

حقش مرتکب اشتباهی شده اید .قدر لحظات خود را بدانید .

حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنهاخودشان از دل شما خبر دارند

از دست ندهید ؛زیرا اگر دیگر آنها نباشند ،برای اظهار ندامت خیلی دیر

خواهد بود." دیروز "گذشته است ؛و" آینده "ممکن است هرگزوجود

نداشته باشد. لحظه " حال " را دریاب چون تنها فرصتی است که برای

رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری .اندکی فکر کن
دیدگاه ها (۳)

شکر برای صبری که در دلتنگی‌هابه من بخشیدی تا از پا نیفتم.شکر...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

از دشمنان تا عاشقان

🖤 پارت ۴۳ | «آخرین حرکت»ماشین با سرعت در جاده حرکت می‌کرد.لا...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم ۱۳

رقص مرگ و عشقp¹⁴درِ اتاقِ کار با صدایِ تلخی بسته شد. اتاقِ ت...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:¹³ویو: جونگ‌کوکداخل ماشین نشسته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط