پارت ۲۵

پارت ۲۵

امااااا وقتی از در قصر میان بیرون میبینن کلی خبرنگار و گزارشگر جلوی در قصره!

به شدت تعجب میکنن اونا میفهممن که این خبر به دست مقام های بالا رسیده ولی یه چیز عجیب بود اینکه اون خبر نگار ها و این همه آدم رو کی خبر کرده ؟

چند روز گذشت دوباره مامان ا/ت یه پیام میبینه که بازم از یه شماره ناشناسه و اون پیام طوری که ا/ت داره از مامانش خدافظی می‌کنه و ازش بابت همه چی تشکر میکنه !

مادرش و پلیس به شدت. تعجب میکنن همونه لحظه ا/ت زنگ میزنه پلیس هم تلافی نمیکنه و وقتی ا/ت و مامانش داشتن حرف میزدن رد ا/ت رو میزنه و رئیس ارشد دستور میده که همه نیرو ها برن اونجا چون فکر میکنن همه چیز تقصیر ا/ت!


وقتی به اون جا میرسن میبینن یه مکان به شدت متروکه و خرابه که اصلا قابل زندگی نیست !

پارت بعدی یه چند ساعت دیگه !
دیدگاه ها (۰)

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

تکپارتی جونگ کوک

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

سناریو ران پارت یک

عشق بی پایان

سناریو ساکورا تک پارتی

وایب فیک تغیرر کردهه

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۲ ا/ت باز صبح شد دیدم خدمتکا...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط