پ۱۳ف۴ رفتن مرور خاطرات تلخم قلبمو فشار داد درد گرفت سیخ ک
پ۱۳ف۴ رفتن مرور خاطرات تلخم قلبمو فشار داد درد گرفت سیخ کشید رفتم توی اتاق و در رو بستم روی تخت دراز کشیدم لحظه ای ک داشتم از دردام میگفتم و علیاری اشک میریخت باتمام وجود و گوش میکرد از جلو چشام نمیرفت مث ی رفیق ب درد و دلام گوش کرد با جواب منفیم ناراحت شد و جوری برخورد کرد انگار ناراحت نشده و همچی تموم شده از شدت قلب درد بی هوش شدم چشام ک باز کردم دیدم توی بیمارستان بستری ام و دکترا بالای سرم درمورد قلب و عمل و آزمایش حرف میزدن ک آقای... اومد قلب دردم شروع شد ولی ب روی خودم نیاودم _سلام خوبین +ممنون _واس اتفاقات واقعا متاسفم الانم نیومدم بگم برگردین کلاسم و تاترم هرجور راحتین برادرتون خیلی ازم ناراحته واقعا متاسفم این گلم واس شما گرفتم خداحافظ گلو گذاشت رفت +مهرداد اینجا چخبره _قشنگم چیزی نیس چندتا آزمایش داری بعدش میریم خونه آزمایش ها رو انجام دادم و رفتیم خونه
- ۱۲.۸k
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط