فیک میدونم مافیایی

فیک :میدونم مافیایی
پارت ۷
ات میدونی که من به زور باهات ازدواج کردم
جیمین ولی من با عشق باهات ازدواج کردم
ویو ات
جیمین عه میومد جلو من هعی میرفتم عقب که من افتادم رو تخت که جیمین خودشو انداخت رو من
جیمین خوب بیب اروم یا وحشی
ات لطفا این کارو نکن
که جیمین اومد گردنمو مک میزد
بعد لبمو بوسید
بعد شروع کرد
اهممممم
ویو ات صبح بلند شدم که دیدم دلم خیلی درد میکنه
جیمین صبح بخیر خانمم
ات ولم عوضی آخ
جیمین دلت درد میکنه
ات مهمه برات
جیمین عشقم این جوری نکن
ات لطفا دیگه بس کن دلم درد نمیکنه
جیمین خوب برو حموم آماده شو بیا پایین من میرم حموم
ات :یکم‌گریه
رفتم یه دوش ۱۵ مینی گرفتم آماده شدم پایین
رفتم پایین
بابا ج صبح بخیر عروسم
ات صبح بخیر عمو جون
بابا ج دخترم میتونی بابا صدام کنی
ات چشم عمو منظورم بابا جون
بابا جیمین خیلی مهربون‌بود اما مامانش اونقدر نبود
رفتیم صبحانه خوردیم که امروز قرار بود بابام‌اینا بیان

با لایک کامنت خشحالم کن بیب🥺💜
دیدگاه ها (۰)

فیک میدونم مافیایی پارت ۷بعد جیمین باباش داشتن میرفتن سر کار...

خدمتکار بابات اینا اومدنات اوف بابا مامان ات سلام دختر ات سل...

فیک‌:‌میدونم مافیایی پارت ۶ویو جیمین رفتم دنبال ات خیلی استر...

فیک میدونم مافیایی پارت ۵جیمین؛.. مثل پرنسس ها شدیات:...جیمی...

زور و عشق پارت ۵

نام فیک: عشق مخفیPart: 33ویو ات*به ی خدمتکار گفتم ی پتو بیار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط