امروز رفته بودم پشت بوم که آنتن تلویزیونون رو تنظیم کنم،

امروز رفته بودم پشت بوم که آنتن تلویزیونون رو تنظیم کنم، با موبایلم شماره خونه رو گرفتم به
مامانم میگم: الو، مامان خوبه؟ مامانم هم میگه : مرسی همه خوبن شما خوبین؟ خانواده خوبن؟
ببخشید بجا نیاوردم. :|
خخخخخخخ
دیدگاه ها (۱۳)

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

#نفرتی_عاشقانه𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏ویو جونگکوکتو خونه نشسته بودم و به تلویز...

رمان قرارداد سرنوشت

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part55صدای جیغ و دادای مامان میومدمامان:نفسسس...

#خورشیدوماه 🌙☀️part=25(فصل2)«دیدگاه ایرانا» بلند شدم رفتم تو...

ازدواج اجباری part : 9 ویو ملودی بعد ده مین رسیدیم به یه عما...

پارت پانزدهم | شب نشینی. پارک لاراوقتی رسیدیم خونه، اولین چی...

پارت. ۳۱

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط