از من مباش دور که وصل و فراق توست

از من مباش دور که وصل و فراق توست
خوش هم‌چو بسطِ روزی و ناخوش چو قبضِ روح

#سیف_فرغانی
دیدگاه ها (۱)

سزای خوبیِ بی حد و حصر ،سوختن استمن آن درخت بلندم که هیزمش ک...

دلم بردی و برگشتی زهی دلدار بی معنێچه بود آخر تو را مقصود از...

در باغچه‌‌ی سرسبزو لب‌ریز از گُل‌ِسُرخیانغروب‌ها یک زنبا ظاه...

پرنده کوچک منگرچه هرچه می‌گذردبر غم ایام افزوده می‌شود امادر...

مرا این حکایت  ز سودای توست ..خماری و ، مستی ، ز صهبای توست ...

امام على عليه السلام در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر: اگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط