خدا انگار چیزی می دانست

خدا انگار چیزی می دانست
می دانست که شب چه سر عجیبی دارد ..
می دانست که اگر بشر ایمان نداشته باشد که
"همه شب ها صبح می شوند "
شب های زندگی اش را تاب نمی آورد ..
خدا می دانست که عاشقت خواهم شد ..
می دانست که اشک را آفرید
و چشمان مرا ..

گونه هایم اگر باغچه داشت؛
بهترین تمشک دنیا را تولید می کرد ...

#عادل_دانتیسم
دیدگاه ها (۱۸)

بی آنڪه بخواهم تمام شدےهمانطــور ڪه...بی آنڪه بخواهــــمتمــ...

این شعر فروغ عالیه 👇 نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره ق...

شبـــ با هـــجوم بی مـــروتشسخـت تسخـــیرم ڪــرده بودخواســت...

وقت رفتنتباران گرفتتکه ای ابر از آسمان کنده شدو تکه ای از دل...

دستگیره در قرمزه ! صدای ناله ! دوباره ! از سمت مبل ! تمام بد...

💏👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ باور ✿ باور نمی کند دل من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط