فیک نویس ( پارت ۹ )
فیک نویس ( پارت ۹ )
مایل به پارت بعدی؟؟
نوا: دالیا امشب میای بریم بار
دالیا: اره چرا که
کای: هر چقدر به دالیا زنگ زدم جواب نداد
.
چند ساعت بعد....
مادر و پدر D , k : کای ما داریم میریم سفر کاری به دالیا هم بگو
کای: باشه بزار بیاد خونه اثلا
نوا: دالیا بیا بریم خونه. خیلی زیاد خوردی
دالیا: یکم دیگه بزار بمونیم
نوا: فقط یکم دیگع
دالیا: یه شیشه. ی دیگه به من بدین
......
نوا: دالیا رو سوار ماشین کردم تا ببرمش خونه
دالیا: من دیگه خودم میرم تو
رفتم تو دیدم کای گرفته خوابیده
منم خیلی گرمم بود رفتم لباس عوض
کنم که یهو کای بیدار شد اومد سمتم
کای: تا این موقع شب کجا رفته بودی
دالیا: با دوستم رفته بودیم بار
کای: پس همین جوری بدون اجازه رفته بودی بار
دالیا: تو چه نسبتی با من داری که باید به تو جواب پس بدم.
کای: حالا نشونت میدم باهات چه نسبتی دارم
مرسی که تا اینجا خوندی زیباا💗💋 اگر خوشت اومد لایک کن✨️🤍 لایکا به ۲۵ برسه پارت بعدی رو میزارم🦋💜
مایل به پارت بعدی؟؟
نوا: دالیا امشب میای بریم بار
دالیا: اره چرا که
کای: هر چقدر به دالیا زنگ زدم جواب نداد
.
چند ساعت بعد....
مادر و پدر D , k : کای ما داریم میریم سفر کاری به دالیا هم بگو
کای: باشه بزار بیاد خونه اثلا
نوا: دالیا بیا بریم خونه. خیلی زیاد خوردی
دالیا: یکم دیگه بزار بمونیم
نوا: فقط یکم دیگع
دالیا: یه شیشه. ی دیگه به من بدین
......
نوا: دالیا رو سوار ماشین کردم تا ببرمش خونه
دالیا: من دیگه خودم میرم تو
رفتم تو دیدم کای گرفته خوابیده
منم خیلی گرمم بود رفتم لباس عوض
کنم که یهو کای بیدار شد اومد سمتم
کای: تا این موقع شب کجا رفته بودی
دالیا: با دوستم رفته بودیم بار
کای: پس همین جوری بدون اجازه رفته بودی بار
دالیا: تو چه نسبتی با من داری که باید به تو جواب پس بدم.
کای: حالا نشونت میدم باهات چه نسبتی دارم
مرسی که تا اینجا خوندی زیباا💗💋 اگر خوشت اومد لایک کن✨️🤍 لایکا به ۲۵ برسه پارت بعدی رو میزارم🦋💜
- ۱۱.۰k
- ۲۳ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط