دستی به یاد خاطره هامان تکان بده!

دستی به یاد خاطره هامان تکان بده!
این آخری، صفای خودت را نشان بده!

دیرت نمی شود. به شتاب از برم نرو
قدری به چشم های پُرآبم امان بده


خورشیده مرده. من پُرِ احساسِ شرجی ام
امشب به ابری ِ دل من، آسمان بده


می خواهم از تکیده ی غربت جدا شوم
گنجشکِ نازِ کوچ مرا، آشیان بده

از چوب خطِ زندگی ام هرچه مانده است
سهم مرا، بغل بغل اشکِ خزان بده
دیدگاه ها (۵)

دیدمت انگار چیزی بر دلم تأثیر کردبا نگاه ساده ات دنیای من تغ...

تا که می آیی به ذهن من تبسم می کنمبا تو بودن را به آرامی تجس...

اینکه از دور تماشا کنمت سنگین استدر دلم باشی و حاشا کنمت سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط