نگاه ها هراسان به ابراهیم و آتش بود. در این میان گنجشکی ب

نگاه ها هراسان به ابراهیم و آتش بود. در این میان گنجشکی به آتش نزدیک



می شد و بر می گشت.



از او پرسیدند: ای پرنده چه کار می کنی؟



پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی است و من مرتب نوک خود را پر از آب



می کنم و آن را روی آتش می ریزم.



گفتند: ولی حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می توانی بیاوری بسیار



زیاد است و این آب فایده ای ندارد.



گفت: من شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما این آب را می آورم تا آن هنگام



که خداوند از من پرسید وقتی که بنده ام را بدون گناه در آتش انداختند تو چه کردی؟



پاسخ دهم: هر آن چه را که از توانم بر می آمد ....
دیدگاه ها (۱)

نمی‌توانم پزشکیان و حکایت میرزای شیرازی و شاه قاجار!🔰 آقای ر...

🔴 آقای رییس‌جمهور، فرموده‌اند من نمی‌توانم قانون حجاب و عفاف...

حجاب حکم خداست اگر نمیتوانید لطفا زحمت را کم کنید

🔴 آقای رییس‌جمهور، فرموده‌اند من نمی‌توانم قانون حجاب و عفاف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

بسم الله الرحمن الرحیم یادداشت قسمت دوم :پاسخ داد :به نظرم ب...

هشدار فرمانده کل قوا شهر اندیشه

رییس‌جمهور، گفته من نمی‌توانم قانون حجاب و عفاف را اجرا کنم‼...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط