برایِ او که آمد تا بسوزم سخت بیتابم

برایِ او که آمد تا بسوزم سخت بیتابم
برای آنچه چشمانش به دستم داد دلتنگم

برای خنده ی نازش، برای شور شیرینش
شبیهِ بیستون وقتی شدم فرهاد دلتنگم
دیدگاه ها (۳)

جذب غرورت گشته ام حسّ حضورم می شوی؟محو نگاهت مانده ام محو عب...

‌‌عاشقتمـ. . . ! حتی زمانی که. . به شِدَّت ازت متنفـر میشم.....

دردلم هستی ... من اما در دل تونیستم...در نگاهت عشق هستم...ی...

گم شده ام در نیمه شب هایِ خیالمآنجا که بوسه هایمنچشیدهِ طعمِ...

خاطرات ایمیلیا

قاصدک‌های پریشان را که با خود باد بردبا خودم گفتم مرا هم می‌...

سناریو تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط