دیگه برای گریه کردن دیره من بی حس شدم

دیگه برای گریه کردن دیره من بی حس شدم !

دل گون ☆رمان مهره های احساسات ☆
دیدگاه ها (۰)

🖤Не трогай книгу📕۱۵یک دفعه یاد دیشب افتادم .و بعد یاد حرف پد...

🖤Не трогай книгу📕16یک هو چشمم به ترک ها افتاد پس خواب نبود ....

من می توانم در اوج خندیدن بِگریَم و در اوج گریه بخندم ؛)من ب...

دل.گون

حس دیر شدن بهم دست داده، حس میکنمدیره دیگه، واسه همه چی..!💔

ویس گون

پنهان کردن احساسات پشت لبخند های ساختگی#me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط