فیک خوشحال باش دارم میام پیشت

فیک خوشحال باش دارم میام پیشت

وو یهو گلوله خورد به ا.ت
تهیونگ: ا.تتتتتتتتتتت
بابای ا.ت: دخترممم(الان مثل این فیلم ترکیا یه ساعت دارن به هم نگاه میکنن)
تهیونگ: مرتیکه چه گوهی خوردی چطوری تونستی دخترتو بزنی
بابای ا.ت: اون خودش پرید جلو گلوله من میخواتم تورو بزنمممم
ا.ت: ت. تهیونگا خ.خیلی د.دوست دارم(تیکه تیکه و با درد حرف میزنه)
تهیونگ: باید ببریمش بیمارستان
سوار ماشین شون و بردنش بیمارستان

ویو توی بیمارستان:
تهیونگ: اگه خوب نشه چیکار کنم اگه از دستش بدم چی کاش باهاش اونجوری رفتار نمیکردم (گریه)

دکتر وارد میشود:شما از بستگان بیمار ا.ت هستین؟
تهیونگ و بابای ا.ت: همزمان باهم: بله
دکتر: بیمار حالش خوبه ولی فراموشی گرفتن
تهیونگ ویو: وقتی دکتر گفت فراموشی گرفته صدای شکستن قلبم میومد یعنی چی نههه

تهیونگ: ا.تتتتت میشه بیینمش
دکتر: البته
بابای ا.ت: من میرم خونه
تهیونگ: یعنی دخترت برات مهم نیست؟
بابای ا.ت: نه
تهیونگ: گم شو خیلی بیشرفی
تهیونگ میره‌ پیش ا.ت
تهیونگ: ا.تتتت
ا.ت: شما؟
تهیونگ: منو یاد نیست(گریه)
ا.ت: نه شما؟
دیدگاه ها (۴)

فیک خوشحال باش دارم میام پیشت ا.ت: اقا میشه مزاحم نشیتهیونگ:...

فیک خوشحال باش دارم نیام پیشت ا.ت ویو: خوابیدم پیش اون اقاهه...

فیک خوشحال باش دارم میام پیشت بایای ا.ت رفت پیش تهیونگ تق تق...

فیک خوشحال باش دارم میام پیشت ا.ت ویو: داشتم توی کوچه ها میچ...

وقتی به اجبار ازدواج کردی و..

وقتی به اجبار ازدواج کردی و..

باران تاریک ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط