تقدیم به عشق خفته در خاکم
تقدیم به عشق خفته در خاکم
عشق بی حاصل
غروبا میون هفته,بر سر قبر یه عاشق...
یه جوون میاد میذاره,گلای سرخ شقایق...
بی صدا میشکنه بغضش, روی سنگ قبر دلدار...
اشک می ریزه از دو چشمش ,مث بارون وقت دیدار...
زیر لب با گریه میگه:مهربونم بی وفایی...
رفتی و نیستی بدونی, چه جگر سوزه جدایی...
اخه من تورو میخواستم,توعه نجیب و خوب و پاک...
اون صدای مهربون,نه سکوت سرد خاک...
تویی که نگاه پاکت,مرهم زخم دلم بود...
دیدنت حتی یه لحظه, راه حل مشکلم بود...
تو که ریشه کردی درمن, توی خاک بیقراری...
تو که گفتی با جدایی, هیچ میوونه ای نداری...
پس چرا تنهام گذاشتی,توی این فصل yسیاه؟
تو عزیزترینی اما ,یه رفیق نیمه راهی...
داغ رفتنت عزیزم خط کشید رو بودن من...
رفتی و دیگه چه فایده,ناله و ضجه و شیون...؟
تو سفر کردی به خورشید,رفتی اونور دقایق...
منو چرا گذاشتی اینجا,با دلی شکسته ,خسته و عاشق؟
نمیخوام بی تو بمونم,بی تو زندگی حرومه...
تو که پیش من نباشی,همه چی واسم تمومه...>>
_عاشق خسته و تنها ,سرگذاشت رو خاک نمناک...
گفت؛<<جگر گوشه و عشقو,دادمش دست تو ای خاک...
نذاری تنها بمونه,همدم چشم سیاش باش...
شونه کن موهاشو اروم,شبا قصه گو براش باش...>>
_غروب با اون غرورش,نتونست دووم بیاره...
پاکشید از اسمون و, جاشو داد به یک ستاره...
اون جوون داغ دیده,با دلی شکسته از غم...
بوسه زد روخاک یار و ,دور شد اهسته و کم کم...
ولی چند قدم که دور شد, دوباره گریه رو سر داد...
روشو برگردوندو داد زد,
مینا نمیری ازیاد.......
عشق بی حاصل
غروبا میون هفته,بر سر قبر یه عاشق...
یه جوون میاد میذاره,گلای سرخ شقایق...
بی صدا میشکنه بغضش, روی سنگ قبر دلدار...
اشک می ریزه از دو چشمش ,مث بارون وقت دیدار...
زیر لب با گریه میگه:مهربونم بی وفایی...
رفتی و نیستی بدونی, چه جگر سوزه جدایی...
اخه من تورو میخواستم,توعه نجیب و خوب و پاک...
اون صدای مهربون,نه سکوت سرد خاک...
تویی که نگاه پاکت,مرهم زخم دلم بود...
دیدنت حتی یه لحظه, راه حل مشکلم بود...
تو که ریشه کردی درمن, توی خاک بیقراری...
تو که گفتی با جدایی, هیچ میوونه ای نداری...
پس چرا تنهام گذاشتی,توی این فصل yسیاه؟
تو عزیزترینی اما ,یه رفیق نیمه راهی...
داغ رفتنت عزیزم خط کشید رو بودن من...
رفتی و دیگه چه فایده,ناله و ضجه و شیون...؟
تو سفر کردی به خورشید,رفتی اونور دقایق...
منو چرا گذاشتی اینجا,با دلی شکسته ,خسته و عاشق؟
نمیخوام بی تو بمونم,بی تو زندگی حرومه...
تو که پیش من نباشی,همه چی واسم تمومه...>>
_عاشق خسته و تنها ,سرگذاشت رو خاک نمناک...
گفت؛<<جگر گوشه و عشقو,دادمش دست تو ای خاک...
نذاری تنها بمونه,همدم چشم سیاش باش...
شونه کن موهاشو اروم,شبا قصه گو براش باش...>>
_غروب با اون غرورش,نتونست دووم بیاره...
پاکشید از اسمون و, جاشو داد به یک ستاره...
اون جوون داغ دیده,با دلی شکسته از غم...
بوسه زد روخاک یار و ,دور شد اهسته و کم کم...
ولی چند قدم که دور شد, دوباره گریه رو سر داد...
روشو برگردوندو داد زد,
مینا نمیری ازیاد.......
- ۷.۱k
- ۰۴ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط