چو زین بگذری مردم آمد پدید

چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید

سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کاربند

پذیرنده هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد

ز راه خرد بنگری اندکی
که مردم به معنی چه باشد یکی

مگر مردمی خیره خوانی همی
جز این را نشانی ندانی همی

ترا از دو گیتی برآورده‌اند
به چندین میانجی بپرورده‌اند

نخستین فطرت پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار

شنیدم ز دانا دگرگونه زین
چه دانیم راز جهان آفرین

نگه کن سرانجام خود را ببین
چو کاری بیابی ازین به گزین

به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست

چو خواهی که یابی ز هر بد رها
سر اندر نیاری به دام بلا

نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد

نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش

نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی

ازو دان فزونی ازو هم شمار
بد و نیک نزدیک او آشکار

#ابوالقاسم_فردوسی


💌
دیدگاه ها (۳)

کنون ای خردمند وصف خردبدین جایگه گفتن اندر خوردکنون تا چه دا...

خرد تو را راستی و پاکی می آورد

چو بخت عرب بر عجم چیره شد *** همی بخت ساسانیان تیره شد پ...

nullسخن گوی دهقان چه گوید نخستکه نامی بزرگی به گیتی که جستکه...

#شاهنامه #۴۰ #خوان دوم #یافتن چشمه آبهمینطور که به رفتن ادا...

خدایا جهان پادشاهی تو راستز ما خدمت آید خدائی تو راستپناه بل...

خدا یا جهان پادشاهی توراست زما خدمت آید خدائی تو راستپناه بل...

به نام خدا بخش ۳۸ پادشاهی بهرام گور شاهنامه

#شاهنامه #۴۲ #خوان چهارم #کشتن زن جادوگر رستم به سفرش ادامه ...

#_شاهنامه #قسمت‌ ۳۸ #خان اول  # جنگ رخش با شیر              ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط