باشد که دلت بهر دلم تنگ نگردد

باشد که دلت بهر دلم تنگ نگردد
یک روز نشد بر سر تو جنگ نگردد

عمرم به هدر رفت و زتو هیچ ندیدم
ای کاش که این فاصله فرسنگ نگردد

من دست به دعا برده ام ای کاش بیایی
تا پیش رخت پای دلم لنگ نگردد

افسوس میان من و تو فاصله افتاد
این قلب ترک خورده به صد رنگ نگردد

باشد که به صحرای دلم پای گذاری
این رشته ی پوسیده به نیرنگ نگردد
دیدگاه ها (۰)

و یاران عشق بازی میکننددرسکوت نیمه شب دلبرنوازی میکنندلحظه ه...

پیدا شوهمین امشب کہ من در حوالے چشمهاے تو خود را گم کرده امچ...

کسی به عمق وجودم نشسته با احساسجواهری ته قلبم نهفته چون الما...

سکوتی کردم از دردم ، که یـارم با خبر گرددکـه شاید با سکوتِ م...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط