من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی

من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی

یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی

دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست

تا ندانند حریفان که تو منظور منی
 
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند

تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی


سعدی شیرازی
دیدگاه ها (۲۳)

دوست داشتنت چمدانیستدر دستانِ بلاتکلیف ترین مسافرکه راهی اش ...

انتظارش، انتظارم سیرکردآنکه میخواهد بیاید دیرکردتا به کی درا...

دلتنگم و دیدار تو درمان من استبی رنگ رخت زمانه زندان من استب...

از تماشـــای تو هر کس رو به حــــیرانی روداختیار از دست مجنـ...

دیگران چون بروند از نظر از دل بروندتو چنان در دل من رفته که ...

دیگران چون بروند از نظر از دل بروندتو چنان در دل من رفته که ...

دیگران چون بروند از نظر از دل تو چنان در دل من رفته که جان د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط