تو رسوایی منی

تو رسوایی منی
و مرا توان پنهان کردنت نیست
مثل زخمی خونریز
تو خون منی
چگونه پنهانت کنم؟
چون دریایی خروشان
تو موج منی
چگونه پنهانت کنم؟
به‌سان اسبی سرکش
تو شیهه‌ی منی
چگونه پنهانت کنم؟
چون تپشی هراسان در قلبم
چگونه پنهانت کنم…
و نمیرم
دیدگاه ها (۱)

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هفتم: شلیک---چاقو پرواز کرد.به سمتِ ه...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط