آنقدر زیر لبم نام تورا زمزمه کردم..

آنقدر زیر لبم نام تورا زمزمه کردم..
که لبم سوخت ولی نام تو را توبه نکردم..
دیدگاه ها (۵)

شیوه ی چشمت فریب جنگ داشت..ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم...

غزل از موی پریشان شده ات میریزد...من اگرشاعرشدم ازدست پریش...

عشق یعنی که نفس های مرا..تو بگویی بکشم یا نکشم...

دستانت تیر خلاص..من که با همان تیر چشمانت مرده بودم..

تورا...تو خیلی...تو خیلی خیلی با فهمی...انقدر فهمیده بودی که...

ومن درنهایت تورا انتخاب کردم تو را؛برای تمامیت قلبم:)))

شب را بہ سحر بردم و بے تاب تو بودمآواره ے آن صورت مهتاب تو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط