حالا که نیستم

حالا که نیستم
پیراهنم را اتو بزن
دکمه‌هایم را ببند
کفش‌هایم را برق بینداز

بُگذار
نبودنم مرتب باشد...

👤گروس عبدالملکیان
دیدگاه ها (۱)

من نگاه از مردم این شهر می دزدم ولیآنکه را سیری ندارم از تما...

من کجا و این مالیخولیای عذاب، این عذاب بی پایان کجا؟چه قدر.....

‌چه کنم ؟دل به که بندم؟به کجا روی کنم؟باز گو ای به کنار دگری...

سعدیا گفتی که مهرش می‌رود از دل ولیمهر رفت و ماه آبان نیز آر...

برف ها را از موهایم بتکانچروک های زیر چشمم را بردارناخن هایم...

عزیزم از شکایت های زنانه ام دلخور نشو ! من که مثل تو بلد نیس...

* 🍀﷽🍀#خانم_خبرنگارو_آقای_طلبه#هوالعشق❤️دستام که صورتمو احاطه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط