پارت پنجاه و دوم part

پارت پنجاه و دوم / part52
جونگ‌کوک : دستشو کشیدم که تو بغلم بیوفته

_درهرشرایط..درهرصورت من‌دوستت دارم و پیشتم اینو یادت باشه ،، تهیونگ‌ِمن

تهیونگ : لبخندی زدم ،
_ممنونم..
و ازش جدا شدم حس بهتری داشتم
جونگ‌کوک :
_تهیونگ !!
تهیونگ :
_بله؟
جونگ‌کوک :
_این روزا.. میبینی چه اتفاقاتی داره میوفته اگه..اگه میخوای اتاقامونو یکی کنیم؟ پیش هم باشیم بهتره نمیخوام بلایی سرت بیاد ..

تهیونگ : اگه میفهمید تو خونه‌اش دوربین نصب کردم و بهش نگفتم چه فکری میکرد؟ من هرشب با گوشیم خونرو چک میکردم اگه یه شب ببینه گوشیمو ..!
_ممنون بازم..اما نه .. من تو اتاق خودم راحت ترم
نامجون :
_بچهاا میخواین امشب همگی کنار هم غذا بخوریم؟
تهیونگ :
_تابحال..شمارو اینقدر خوشحال ندیده بودم چی شده؟
جیمین :
_بچه عاشق شُ..
نامجون با ارنج میزنه به شکم جیمین*
نامجون :
_یاا قرار بود بین خودمون بمونه
تهیونگ :
_واوو چه ..عالی !! کیه ؟
جیمین :
_فکر نکنم بشناسین بیاین حالا غذامونو بخوریم ،، جنی میزو میچینی؟
جنی :
_چشم
همگی میشینن*
جیمین :
_جنی توام بیا !! کنار رییس بشین
جونگ‌کوک :
_اینجا جای تهی..
تهیونگ روبروی جونگ‌کوک کنار جیمین میشینه*
_بشین جنی.. فقط بشین
دارن همگی غذاشونو میخورن*
جنی و کوکی که همش به تهیونگ زل زدن*
تهیونگی که سرش پایینه و عادی داره غذاشو میخوره و از چیزی خبر نداره*
جیمین نگاهی به تهیونگ و نگاهی به جنی و کوک میندازه*
جیمین :
_بچه ها ،، غذاتونو چرا درست نمیخورین؟ چرا تهیونگو.. نگاه میکنین؟
تهیونگ :
_ها چی؟
و به کوک و جنی نگاه میکنه*
جنی و کوک سریع خودشونو جمع میکنن و معمولی غذاشونو میخورن*
جنی و کوک باهم : نه ما نگاه نمیکردیم.
جنی و کوک بهم نگاه میکنن*
جنی و کوک دوباره باهم : چرا حرف منو تکرار کردی؟
جونگ‌کوک دندوناشو بهم فشارمیده*
گوشی نامجون زنگ میخوره*
نامجون :
_الو؟
گوشیو از گوشش دور میکنه
_بله.. یک هفتهه؟..بله میایم..امشب..؟میایم..داد نزنین..بله..خدافظ
جیمین :
_باازم؟
پارت بعد 330 ،، لایکا و کامنت بالای 3۰ . بوس بتون
#BTS #Army #Taehyung #V #Jungkook #Jimin #J_hope #Jhope #RM #Jin #Suga #Ho_seok
#بی_تی_اس #آرمی #تهیونگ #وی #کیم_تهیونگ #جونگ_کوک #کوک #کوکی #جئون_جونگ_کوک #رمان #جیمین #موچی #پارک_جیمین #یونگی #شوگا #گربه #پیشی #مین_یونگی #جیهوپ #جانگ_هوسوک #هوسوک #آر_ام #نامجون #کیم_نامجون #جین #کیم_سوک_جین #گی #مافیا #بلک_پینک #لیسا #جنی #رزی #جیسو #تهکوک #ویکوک #فیک #نامجین #یونمین
دیدگاه ها (۵۶)

پارت پنجاه و سوم / part53نامجون : ما میریم .. تهیونگ : _او.....

پارت پنجاه و چهارم / part54چشمام گرد شد گوشیمو تو جیبم گذاشت...

پارت پنجاه و یکم / part51شوگا : _من مطمئنم اون جونگ‌کوکه .. ...

پارت پنجاه / part50تهیونگ :نیمه شب با صدای تیر از خواب بلند ...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت 31 جونگ کوک : (لبخند‌میزنه) ...

شب تولدم پارت 14ات: کوک ما با متور بریم جونگ کوک: باشه قشنگم...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۳۴ تهیونگ : زیاد روی اون تخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط