تو مال منی پارت

تو مال منی پارت۴



ویو مری
رفتم خونه لباسم رو عوض کردم روتینمو انجام دادم و رفتم پایین اعضا
اوا:چقدر دیر کردی
مری: بچه باید چیزی براتون تعریف کنم ...... همه چیرو تعریف کردم
اعضا :چییییی!
مری:آره دیگه اینجوری شد
اوا:من میدونستم تهیونگ اون‌موقع کارآموز بودیم همش عجیب غریب نگات می‌کرد
مایسا:پس بگو چرا فالوت داره
الین :هیچی اینم رفت غاتی مرغا
الینا:ببین عروسیتون کت شلوار مردونه نپوشی ها عن بازی در نیار
مری: ببین من تازه باهاش دارم آشنا میشم انقدر زود عروسی؟
الین:من می خوام خاله شممم من خودم تک فرزند بودمممم
مری:آقا ول کن میخواین پر هیت و عکس های نود بشم دوباره، میدونم واقعا عاشقمه منم عاشقشم اما باید همو بشناسیم
اعضا باشههه (هم دیگرو بغل میکنند)
مری:جای ترنم خالیه
اوا:عوضش داریم خاله میشیمممم
اعضا :خنده🤣😂
مری :راستی فردا بریم لباس هارو آماده کنیم کلی دعوتی برای فشن شو دارم بچه ها خانوادتون رو میخاین دعوت کنید من مادر بزرگ پدربزرگم فردا میخوان بیان
الینا:اخجون مادر بیاد باهم بریم بگردیم
مایسا:آخ مادر بیاد اش درست کنه اونم اش های ایرانی خودمون بخوریم
الین : با مادر بریم کاموا بخریم مثل مری بهم زن زندگی بودنو یاد بده
سدنا:با مادر حسابی عشق و حال میکنیم
اوا:هوووو مری شون فامیل من بودن درسته هم کلاسی بودیم اما اول فامیل من بودن
مری :داداش بابابزرگم هم هست اما حالش زیاد خوب نیست (گریه شدید)
اعضا:ببین گریه نکن دل ما از بین میره عوضی
مری : باشه اصلا بریم بخوابیم صبح شد
همه رفتن خوابیدن


ویو صبح ساعت ۷
مری : بیدار شدم رفتیم با اعضا صبحانه بخوریم که اوا زبون باز کرد
اوا:مری دیشب خواب تهیونگ رو دیدی؟
مری:آره چطور؟
مایسا : آخه همش داد میزدی نه به اینکه داد میزدی میخندیدی معلوم نبود چی دیدی 😁
مری: کوفت داره کرکر میخنده اصلا کلی کار دارم بوس بهتون خدافظ (خنده برعکس )
اعضا :خدافظ مری


ویو رفتن مری
سوار ماشین شدم حرکت کردم که منیجرم زنگ زد گفت امشب برنامه داریم با گروه خودمون بلک پینک و بی تی اس گفتم باشه و یه شماره ناشناس زنگ زد جواب دادم
مری:سلام بفرمایید
ته:آها تو منو نشناختی
مری:(خنده) سلام ،میگم شنیدم نیاز به زنگ نبود
ته:کلاغا اول از من خبر هارو به تو می‌رسونند که
مری:پس چی راستی بچه ها راست میگن از دوره کارآموزی از من خوشت میومد
ته:خوشم نمیومد من عاشقت شدم
مری:من فدات بشم
ته :خدانکنه عشق مو فرفریه من
مری: (میخنده)میگم فردا ساعت ۷ تو فرانسه تو سلین فشن شو دارم یادت نره میخوام همه رو شگفت زده کنم
ته:دیشب گفتی من حرف تورو یادم میره
مری :نه بابا ببین من باید برم برای برنامه و فشن شو آماده شم راستی تهیونگ
ته:جان تهیونگ
مری: ببینم داری به دخترا تو برنامه نگاه میکنی دیگه منو پشت گوشت ببینی کاری میکنم گریه کنی (باخنده میگه)
ته:مگه میشه آدم مگه با عشقش اینکارو کنه
مری:نه بابا چه حرفا باشه عشقم میبینمت فعلا

ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

تومال منی پارت۵ویو تهیونگ وای من بد جوری عاشقش شدم باورم نمی...

تو مال منی پارت۶مری:داشتم حرف میزدم که سیاهی متعلق ویو تهیون...

سلاممم چطورین من هفته بعد چهارشنبه تا جمعه پارت های بعد رو م...

پارت ۲ تومال منی ته: زانوزدو گفت افتخار اینو دارم که با همچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط