پارت ۲۱
پارت ۲۱
یعنی اگه جاش بود جکسون خفمون میکرد اخه جکسون منحرف ترین عضو گات سون لقب گات سونم که منخرفای کی پاپه .
غذا رو خوردیم و زدیم بیرون هوا سرد بود و لباسای ما هم دو وجب بیشتر نبود . سوار ماشین شدیم و امدیم خوابگاه nct .رسدیم اونا زود تر ازما رسیده بودن و اهنگو تا ته زیاد کرده بودن و همه رخته بودن وسط دیوانه ان اینا .
بچه رفتن لباساسونو عوض کردن امد پایین و شروع کردن به رقصیدن ولی استیسی ن رفت روی مبل نشست.
مارک:استیسی چرا نمی رقصی?
اما:چون از رقص بدش میاد
رن جان:ولی اون روز که خوب میرقصیدی
استیسی:مجبور بودم وگرنه دوست ندارم
کامیلا:فقط اگه مجبرو باشه میرقصه شوهرم
استیسی با حالت منحرفانه:جاااااان یادم باشه به جسی بگم امشب جاهامکنو عوض کنیم
اما:استیسی جاااان
اسی:جوووونم
اما:خیلی بی حیایی میدونستی
جانی:این جلو بی حیا لنگ انداخته
اسی پوزهند زد و مارو تماسا میکرد.
استیسی
نگاشون میکردم که یکی منو کشید برد وسط .نگا کردم اِ این که جونگ وو بود
من:میشه برم
جونگ وو:حودت گفتی مجبور نباشی نمی رقصی
اسی:الانم مجبور نیستم و رتم نشستم
ته ایل:حتما باید نازتو خرید ناز نکن دیگه
اسی:قیافه من شبیه اوناییه که نازشونو میخری?
ته ایل:من فقط ناز مارکو میخرم
اما یه جور نچ نچ کرد که کامیلا گفت:خجالت نمی کشی مگه بچه مردم دوست دخترته بی حیا
همه از این حرفش خندیدیم
کامیلا:رو یخ بخندید هی هر هر هر اسی حداقل تو نخند از بس خندیدی پررو شدن بی حیا ها
یعنی اون موقع زمین گاز میزدیم
اما:خب بچه ها جمع کنید ساعتو ساعت یکه من میرم بخوابم
دویونگ:اِ پس اسی چی ?
جولیا:کشمشم دم داره
دویونگ :میخوای بگم خانم استیسی
یوتا:حالا جدا از این قضایا اسی چرا تو اتاق شما نمیاد
جسیکا:از بس چیزه
لوکاس:چیزه?
سارا :منظورش اینه وقتی استیسی رنگ قرمز زیاد میبینه هورمونی تو مغزش ترشح میشه که باعث سر درده
یعنی فک همه افتاده بود زمین
هندری:شما دکتری
سارا:قرار بود بشم ولی دیگه نشد
جی سونگ:میگم لفظ قلم حرف میزنی
جسی بل:به موقش سخت گیرم میشه
ته یونگ:من میرم بخوابم شما سرو صدا نگنین که با بابا طرفین
جولیا:نازیییی برو با بزرگترت بیا بچه بروووو بخواب
همون لحظه گوشی اما زنگ خورد
یعنی اگه جاش بود جکسون خفمون میکرد اخه جکسون منحرف ترین عضو گات سون لقب گات سونم که منخرفای کی پاپه .
غذا رو خوردیم و زدیم بیرون هوا سرد بود و لباسای ما هم دو وجب بیشتر نبود . سوار ماشین شدیم و امدیم خوابگاه nct .رسدیم اونا زود تر ازما رسیده بودن و اهنگو تا ته زیاد کرده بودن و همه رخته بودن وسط دیوانه ان اینا .
بچه رفتن لباساسونو عوض کردن امد پایین و شروع کردن به رقصیدن ولی استیسی ن رفت روی مبل نشست.
مارک:استیسی چرا نمی رقصی?
اما:چون از رقص بدش میاد
رن جان:ولی اون روز که خوب میرقصیدی
استیسی:مجبور بودم وگرنه دوست ندارم
کامیلا:فقط اگه مجبرو باشه میرقصه شوهرم
استیسی با حالت منحرفانه:جاااااان یادم باشه به جسی بگم امشب جاهامکنو عوض کنیم
اما:استیسی جاااان
اسی:جوووونم
اما:خیلی بی حیایی میدونستی
جانی:این جلو بی حیا لنگ انداخته
اسی پوزهند زد و مارو تماسا میکرد.
استیسی
نگاشون میکردم که یکی منو کشید برد وسط .نگا کردم اِ این که جونگ وو بود
من:میشه برم
جونگ وو:حودت گفتی مجبور نباشی نمی رقصی
اسی:الانم مجبور نیستم و رتم نشستم
ته ایل:حتما باید نازتو خرید ناز نکن دیگه
اسی:قیافه من شبیه اوناییه که نازشونو میخری?
ته ایل:من فقط ناز مارکو میخرم
اما یه جور نچ نچ کرد که کامیلا گفت:خجالت نمی کشی مگه بچه مردم دوست دخترته بی حیا
همه از این حرفش خندیدیم
کامیلا:رو یخ بخندید هی هر هر هر اسی حداقل تو نخند از بس خندیدی پررو شدن بی حیا ها
یعنی اون موقع زمین گاز میزدیم
اما:خب بچه ها جمع کنید ساعتو ساعت یکه من میرم بخوابم
دویونگ:اِ پس اسی چی ?
جولیا:کشمشم دم داره
دویونگ :میخوای بگم خانم استیسی
یوتا:حالا جدا از این قضایا اسی چرا تو اتاق شما نمیاد
جسیکا:از بس چیزه
لوکاس:چیزه?
سارا :منظورش اینه وقتی استیسی رنگ قرمز زیاد میبینه هورمونی تو مغزش ترشح میشه که باعث سر درده
یعنی فک همه افتاده بود زمین
هندری:شما دکتری
سارا:قرار بود بشم ولی دیگه نشد
جی سونگ:میگم لفظ قلم حرف میزنی
جسی بل:به موقش سخت گیرم میشه
ته یونگ:من میرم بخوابم شما سرو صدا نگنین که با بابا طرفین
جولیا:نازیییی برو با بزرگترت بیا بچه بروووو بخواب
همون لحظه گوشی اما زنگ خورد
- ۵.۳k
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط