کوچه ای را بود نامش معرفت،

کوچه ای را بود نامش معرفت،
مردمانش با مرام از هر جهت،😊
سیل امد کوچه را ویرانه کرد،
مردمش را با جهان بیگانه کرد،😔
هر چه در انکوی بود از معرفت،
شست و با خود برد سیل بی صفت😕
از تمام کوچه تنها یک نفر،
خانه اش ماند و خودش جست از خطر
رسم و راه نیک هرجا بود و هست،
از نهاد مردم ان کوچه است
چونکه در اندیشه ام اینگونه ای،
حتم دارم بچه ی ان کوچه ای..!🌹👌
بفرست واسه با معرفتا😍🙏 #فردوس_برین
دیدگاه ها (۶)

کاش می شد خنده را تدریس کرد کارگاه خوشدلی تاًسیس کرد💠کاش می...

#حکایت مَرد مرغداری بود که هر بار سیلی می آمد، مرغداری اش را...

اگر رنگ خاکستری را برای اتاق انتخاب کرده اید شما فرد سخت کوش...

#داستان_کوتاه "نقاش مشهوری" در حال اتمام نقاشی اش بود.آن نقا...

من کوروش شاهنشاه هخامنشی 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط