فصل چهارم قسمت اول ستاره من
فصل چهارم قسمت اول ستاره من
آی : ببخشید
ایچیگو سایتو : حالا که اینجوری شد دوباره آیدل شی و بری پیش بقیه و کلی کار هم دارم باهات فردا قراره با یه بازیگر معروف برای یه فیلم بازی کنی اون بازیگر هم هیکارو هستش همونی که دوسش داری
آی : چییییییییی آیدل میشم ولی با هیکارو تو یک فیلم بازی نمیکنمممممم
ایچیگو سایتو: تو که آرزوت بود تازه آخر فیلم بوسه تو و هیکاروعه
آی: چیییییییییییییییییی نه نمیخواممممممممممممممم
میاکو سان : کاریش نمیشه کرد ما قرارداد بستیم
آی : نههههههههههههههههههههه لطفا رئیس نمیخواممممم
ایچیگو سایتو: مجبورییییی گفتم که قراره بهت برای فردا بهت سخت بگیرم
آی : ای خداااااا باش مهم نیست
ایچیگو سایتو: آفرین
میکو : هیکارو همونی نبود که چند تا برادر داشت گفتی با همشون ازدواج کردی و فرار کردی؟
آی : نه اون نبود🥲
میکو : اه شاید یکی دیگه بود ببخشید اشتباه کردم
آی : اشکالی نداره
میکاگه : چقدر صحبت میکنید ساعت ۱۲ شبهههههه برید بخوابید دیگههههه
آی : ولی من گشنمه
ایچیگو سایتو: با این وضع که غذاتو سوزوندی و ماکروفر رو خراب کردی امشب از غذا خبری نیستتتتتتت
آی : ولی من از گشنگی نمیتونم بخوابم
ایچیگو سایتو: به من چه برو برای خودت غذا درست کن خب
آی در ذهنش: بهتره وقتی اینا خوابیدن غذا سفارش بدم
آی : باشه بریم بخوابیم
ایچیگو سایتو: آفرین حالا شد شبتون بخیر
آی : شب خواهر و میکاگه و میاکو سان و رئیس بخیر
میاکو سان و میکو و میکاگه: شبتون بخیر
آی در ذهنش : حالا که همه رفتن خوابیدن وقت سفارشه
بعد زنگ زدن به پیتزا فروشی:
خانم پیتزا فروش: سلام خوبید
آی : سلام خوبم شما خوبی لطفا یک پیتزای بزرگ و یک نوشیدنی
خانم پیتزا فروش: بله الان سفارشتون رو حاضر میکنیم ولی چه نوشیدنی ای میل دارید؟
آی : نوشابه
خانم پیتزا فروش : باشه الان آماده میکنیم آدرستون کجا عه؟
بعد گفتن آدرس و خداحافظی کردن:
آی : خب برم منتظر خانمه باشم....... ادامه دارد
آی : ببخشید
ایچیگو سایتو : حالا که اینجوری شد دوباره آیدل شی و بری پیش بقیه و کلی کار هم دارم باهات فردا قراره با یه بازیگر معروف برای یه فیلم بازی کنی اون بازیگر هم هیکارو هستش همونی که دوسش داری
آی : چییییییییی آیدل میشم ولی با هیکارو تو یک فیلم بازی نمیکنمممممم
ایچیگو سایتو: تو که آرزوت بود تازه آخر فیلم بوسه تو و هیکاروعه
آی: چیییییییییییییییییی نه نمیخواممممممممممممممم
میاکو سان : کاریش نمیشه کرد ما قرارداد بستیم
آی : نههههههههههههههههههههه لطفا رئیس نمیخواممممم
ایچیگو سایتو: مجبورییییی گفتم که قراره بهت برای فردا بهت سخت بگیرم
آی : ای خداااااا باش مهم نیست
ایچیگو سایتو: آفرین
میکو : هیکارو همونی نبود که چند تا برادر داشت گفتی با همشون ازدواج کردی و فرار کردی؟
آی : نه اون نبود🥲
میکو : اه شاید یکی دیگه بود ببخشید اشتباه کردم
آی : اشکالی نداره
میکاگه : چقدر صحبت میکنید ساعت ۱۲ شبهههههه برید بخوابید دیگههههه
آی : ولی من گشنمه
ایچیگو سایتو: با این وضع که غذاتو سوزوندی و ماکروفر رو خراب کردی امشب از غذا خبری نیستتتتتتت
آی : ولی من از گشنگی نمیتونم بخوابم
ایچیگو سایتو: به من چه برو برای خودت غذا درست کن خب
آی در ذهنش: بهتره وقتی اینا خوابیدن غذا سفارش بدم
آی : باشه بریم بخوابیم
ایچیگو سایتو: آفرین حالا شد شبتون بخیر
آی : شب خواهر و میکاگه و میاکو سان و رئیس بخیر
میاکو سان و میکو و میکاگه: شبتون بخیر
آی در ذهنش : حالا که همه رفتن خوابیدن وقت سفارشه
بعد زنگ زدن به پیتزا فروشی:
خانم پیتزا فروش: سلام خوبید
آی : سلام خوبم شما خوبی لطفا یک پیتزای بزرگ و یک نوشیدنی
خانم پیتزا فروش: بله الان سفارشتون رو حاضر میکنیم ولی چه نوشیدنی ای میل دارید؟
آی : نوشابه
خانم پیتزا فروش : باشه الان آماده میکنیم آدرستون کجا عه؟
بعد گفتن آدرس و خداحافظی کردن:
آی : خب برم منتظر خانمه باشم....... ادامه دارد
- ۲.۱k
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط