My professor

My professor
Chapter:2
Part:68

غم و ناباوری چشمای خمار مرد رو پر کرد ... چند بار سرشو به نشونه تایید تكون داد تا بتونه باور کنه چی شنیده ...

یونگی که از این روی جدید هیزل حسابی خوشش اومده بود، لبخند کجی زد و با همون لبخند به چهره ی جئون خیره شد ... تا از این وضع لذت ببره ...

جونگ کوک نفس عمیقی کشید تا به خودش مسلط شه و با اخم محوی یونگی رو نگاه کرد

جونگ‌کوک:از من چی میخواید؟.. خواسته ی هیزل چیه؟


چه لحظات عجیبی جونگ کوک هیزل رو با یونگی جمع بسته بود کی فکرش رو میکرد؟!

اونقدر سریع با این مسئله کنار اومد که حتی دختر هم متعجب شد

یونگی :هیزل نه.... بهش نمیاد. بهتره با لقب جديدش صداش کنی ملکه بیشتر بهش میاد ... چون به زودی قراره تو و تمام تولید کننده ها جلوش سر خم کنید.


یونگی:مرحله ی آخر رو بهش یاد میدی با همون خلوص توی بازار خواسته ی ملکه ی ما ، تولید مستقل هگز آیریسه بدون کمک تو .


جئون دوباره هیزل رو نگاه کرد

جونگ‌کوک :این چیزیه که واقعا میخوای ؟!


چیزی نمونده بود اون نگاه غم زده و مظلوم هیزل رو سست کنه ... که به خودش اومد و بی حس گفت :

هیزل:مثل بی گناهایی که در حقشون ظلم شده حرف نزن جئون تو یه شیادی ...دورم زدی! ... درست همون موقع که جونم وصل جونت بود داشتی تو دلت به سادگیم میخندیدی ... من عاشق جونگ کوک شدم نه تونی مونتانا ... .. هیچ حسی به این روی قاتل صفت شیادت ندارم ...


جئون خیره به چشمای هیزل آروم گفت :

جونگ‌کوک :ولی من بازم عاشقتم. چه دورم بزنی چه نه ... چه هیزل باشی، چه ملکه ...


هیزل نفس صداداری کشید و یونگی صورتشو چک کرد تا ببینه جونگ کوک تونسته گولش بزنه یا نه ... اما هیزل مثل یه مار زخمی به نظر میرسید که دیگه به هیچی و هیچکس اعتمادی نداره ....

ادامه دارد....
لایک فراموش نشه 🐾

#فیک #فیکشن #رمان
دیدگاه ها (۲)

My professor Chapter:2Part:69چشمای جئون به طرز غمگینی خندید ...

My professor Chapter:2Part:70یه زمانی از عصبانی شدنت میترسید...

My professor Chapter:2Part:67جئون بی توجه به صغری کبری چیدن ...

My professor Chapter:2Part:66جئون تک خنده ی تحقیر آمیزی کرد ...

My professor Chapter:2Part:53جئون پاکتی از جیبش خارج کرد و ت...

My professor Chapter:2Part:63نگاه خیره ی هیزل غرق نفرت شد و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط