Part 3

Part 3

رفتم توی اتاق که دیدم
خوشو بغل ورده
و داره گریه میکنه
رفتم نزدیکش بهش گفتم

+گریه نکن پنج دقیقه بعد میام
که ازت عکس بگیرم و برای خریدار
(منظورش باباشه)بفرستم

دستمو محکم گذاشتم
روی چونه اش و تهدید وارانه
بهش گفتم فهمیدی ؟
و چونشو هول دادم به سمت جلو
و از اتاق بیرون اومدم
رفتم پیش یکی از خدمت کارا که
از ترکیه به کره اومده بود و اسمش
اورهان بود و بهش گفتم
هرچقدر میتونی اطلاعات در مورد
سینره پیدا کنه و چندتا از
خدمت کارا بفرسته بار برای پیداکردن
دختر خوشگل و خوش هیکل


شرط پارت بعد ۵ لایک
دیدگاه ها (۰)

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟏𝟎 اسمات توی کامنتا🔞+صبح شد بدنم درد میکردبه یاددیشب زدم...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))پارت:۱۱(ویو تهیونگ)تویه اتاق جلسه ...

پارت ۳

ابلیس

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

رمان رز زخمی🍷🔪پارت ۷که همون موقع سر داداش ارسلا شل شد و دیگه...

پارت۵ویو مارلینبا سر درد شدید از خواب بیدار شدم،چشمم به اون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط