رمان بلولاک
رمان بلولاک
پارت ۴
خلاصه بکی اومد دنبال هیکاری و باهم رفتن برای تمرین.استاد هندرسون اجازه داد تا توی سالن ورزش مدرسه تمرین کنن برای همین رفتن مدرسه.وقتی رسیدن توی مدرسه دامیان رو دیدن.بکی و هیکاری:سلام دامیان.آنیا:🍅🍅🍅س...س..سلام پسر دوم.دامیان:سلام.زود باشید بریم تمرین.خوب خلاصه رفتن تمرین.هیکاری:سلام من هیکاری هوشینو هستم از آشناییتون خوشحالم. من توی فوتبال مهاجمم.ایساگی و باچیرا:سلام خانم هیکاری ما هم از از آشنایی باهاتون خوشحالیم.رین:سلام😑چیگیری:سلام هیکاری.رئو:سلام منم خوشبختم از آشناییتون. ناگی:🍅🍅🍅🥱🥱🥱سلام هیکاری. هیکاری:لطفا منو به اسم کوچیکم یعنی هیکاری صدا کنید. حالا بریم سراغ تمرین.خوب به دوتیم تقسیم شدن.آنیا و هیکاری و رئو و ناگی و چیگیری تیم اول،دامیان و بکی و رین و ایساگی و باچیرا تیم دوم.هیکاری حتی از دریبل های باچیرا و رین هم می گذشت بازیش چند سطح بالاتر از بقیه بود.همه مخصوصا ناگی پشماشون ریخته بود😮خلاصه توی این تمرین دیگه تقریبا همه باهم دوست شده بودن مخصوصا هیکاری و ناگی.بکی توی ذهنش:وااای چه عاشقانههه.ولی هنوز کافی نیست.هیکاری توی ذهنش:واییییییییییی یعنی میخواد چی کار کنهههههه🫣خوب تمرین تموم شد و همه رفتن خونه هاشون .هر روز تا قبل از مسابقه تمرین میکردن تا بیشتر باهم هماهنگ بشن.روز قبل مسابقه هم شماره هاشون توی فوتبال رو انتخاب کردن.ناگی:۷ چیگیری:۴ باچیرا:۸ ایساگی:۱۱ رین:۱۰ رئو:۱۴ هیکاری:۱۷ آنیا:۳ بکی:۶ دامیان:۲ خوب دیگه روز مسابقه هم رسید بالاخره.همه لباساشون رو پوشیدن و آماده ی مسابقه شدن. جایزه ی تیم برنده نفری ۲ تا ستاره ی استلا بود. هیکاری هم موهاشو با کش های پاپیونی آبیش خرگوشی بست تا توی بازی اذیتش نکنن موهاش.
ادامه داره
ببخشید این پارت کوتاه بود چون پارت بعدی رو میخواستم کلا درباره س بازی باشه
پارت ۴
خلاصه بکی اومد دنبال هیکاری و باهم رفتن برای تمرین.استاد هندرسون اجازه داد تا توی سالن ورزش مدرسه تمرین کنن برای همین رفتن مدرسه.وقتی رسیدن توی مدرسه دامیان رو دیدن.بکی و هیکاری:سلام دامیان.آنیا:🍅🍅🍅س...س..سلام پسر دوم.دامیان:سلام.زود باشید بریم تمرین.خوب خلاصه رفتن تمرین.هیکاری:سلام من هیکاری هوشینو هستم از آشناییتون خوشحالم. من توی فوتبال مهاجمم.ایساگی و باچیرا:سلام خانم هیکاری ما هم از از آشنایی باهاتون خوشحالیم.رین:سلام😑چیگیری:سلام هیکاری.رئو:سلام منم خوشبختم از آشناییتون. ناگی:🍅🍅🍅🥱🥱🥱سلام هیکاری. هیکاری:لطفا منو به اسم کوچیکم یعنی هیکاری صدا کنید. حالا بریم سراغ تمرین.خوب به دوتیم تقسیم شدن.آنیا و هیکاری و رئو و ناگی و چیگیری تیم اول،دامیان و بکی و رین و ایساگی و باچیرا تیم دوم.هیکاری حتی از دریبل های باچیرا و رین هم می گذشت بازیش چند سطح بالاتر از بقیه بود.همه مخصوصا ناگی پشماشون ریخته بود😮خلاصه توی این تمرین دیگه تقریبا همه باهم دوست شده بودن مخصوصا هیکاری و ناگی.بکی توی ذهنش:وااای چه عاشقانههه.ولی هنوز کافی نیست.هیکاری توی ذهنش:واییییییییییی یعنی میخواد چی کار کنهههههه🫣خوب تمرین تموم شد و همه رفتن خونه هاشون .هر روز تا قبل از مسابقه تمرین میکردن تا بیشتر باهم هماهنگ بشن.روز قبل مسابقه هم شماره هاشون توی فوتبال رو انتخاب کردن.ناگی:۷ چیگیری:۴ باچیرا:۸ ایساگی:۱۱ رین:۱۰ رئو:۱۴ هیکاری:۱۷ آنیا:۳ بکی:۶ دامیان:۲ خوب دیگه روز مسابقه هم رسید بالاخره.همه لباساشون رو پوشیدن و آماده ی مسابقه شدن. جایزه ی تیم برنده نفری ۲ تا ستاره ی استلا بود. هیکاری هم موهاشو با کش های پاپیونی آبیش خرگوشی بست تا توی بازی اذیتش نکنن موهاش.
ادامه داره
ببخشید این پارت کوتاه بود چون پارت بعدی رو میخواستم کلا درباره س بازی باشه
- ۱.۶k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط