سرنوشت

سرنوشت
p,11
.
.
.
کوک : .....خببب..
.
ا/ت : ( روشو برمیگردونه سمت تهیونگ ) این چیه ها
.
تهیونگ : دیروز یکی از جاسوسای بیون سونگ رو توی شرکت پیدا کردیم که با چاقو زد به دستش و... دیکه همین
.
ا/ت : چرا مواظب خودت نیستی هاا( بغض )
.
کوک : هیشش پرنسس من خوبم .. چشم از این به بعد بیشتر مواظبم باشه
.
ا/ت : اخه من جز تو و ته و جیمین دیگه کی رو دارم .. بخاطر من مواظب خودتون باشین. ( توی بغل جونگ کوک اینارو گفت )
.
جونگ کوک ا/ت رو توی بغلش فشورد و بوسه ای روی موهای دخترک گذاشت ....
.
جیمین : یااا دیگه بیرون رفتنمونو با اشکات کوفت نکن پرنسس خانومم ( لبخند )
.
ا/ت : باشهه( خنده )
.
گارسون : بفرمایید اینم از سفارشتون...
.
کوک : ممنون
‌.
ویو ا/ت *
بعد از خوردن نهار رفتیم خونه و ی چُرت زدیم که ساعت ۵ و نیم شد رفتم ی دوش ۳۰ مین گرفتم و بعد لباسمو پوشیدم موهامو حالت دادم و ی آرایش لایت کردم ..... سرمو برگردوندم سمت کوک که دیدم داره دکمه ی سر دست پیراهن سفیدشو میبنده رفتم سمتش و .....
.
.
وای بچه ها حمایتا خیلی کمه مثلا من الان ۲۴۴ فالوور دارم ولی حتا پارت هایی که میزارم به ۳۰ تا لایکم نمیرسه 😔
دیدگاه ها (۱۳)

کپشن مهممم💥💥....سلاممم بچه ها ببخشید من ۳ .. ۴ روزه این قد ب...

" سرنوشت "p,12..ویو ا/ت *رفتم سمتش و از پشت محکم بغلش کردم ....

۱: لباس اولی که ا/ت پوشید ۲ : لباس دوم ۳ : لباسی که خرید

"سرنوشت "p,48...هیون : بسه دیگهه ( داد ) تا کی میخای بخاطر ا...

Part 6

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط