بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد
یا آن که گدایی محبت شده باشد

دلگیرم از آن دل که در آن حس تملک
تبدیل به غوغای حسادت شده باشد

دل در تب و طوفان تنوع طلبی چیست؟
باغی ست که آلوده به آفت شده باشد

خودبینی و خودخواهی اگر معنی عشق است،
بگذار که آیینه نفرت شده باشد!

از وهن خیانت به امانت چه بگویم
آنجا که خیانت به خیانت شده باشد!

شرمنده عشقیم و دل منجمد ما
جا دارد اگر غرق خجالت شده باشد

مقصود من از عشق نه این حس مجازی ست
ای عشق مبادا که جسارت شده باشد!
دیدگاه ها (۴)

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشدیا آن که گدایی محبت شده باش...

عشق آدمی را ''داغ''...ودوست داشتن آدمی را ''پخته''...هرداغی ...

قول دادم به خودم، غصه تراشی نکنمفکر این را که تو باشی و نباش...

ﭼﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﺭﺍ !ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺗﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺗﺮﯾﻨ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط