ویو کوک

ویو کوک
کوک: وای خسته شدم
تلوزیونو خاموش کردم
کوک: پاشو بریم بخوابیم
ات: باشه
رفتیم رو تخت دراز کشیدم ولی اون نشسته بود
کوک: مشکلت چیه
ات: خوابم نمیاددد
کوک: مشکل خودته
چشامو گزاشتم رو هم که با مشت کلافه میزد بم
ات: ن..ن .ن.ن نخواب خوصلم سر میره
حاجی این داره مامان میشه ولی اخلاقش عین بچه هادشه
کوک: میخواصتی نخوابی هو من خوابم میاد
ات: ترو خدا نخواب
نشستم رو تخت
کوک: خب الان بیدارم چی کار کنیم مثلا
ات: خب ... خب
کوک: بفرما
ات: حرف بزنیم
کوک: راجبه؟
ات: هر چیییزی
کوک: نگیخواد
ات : خو چرا
کوک: چون ن یچی دیگه بگو نمیگی بخوابم
ات: خب بنظرت بچه جنسیتش چیه
توقعه همچین سوالی نداشتم
کوک: خب نمیدونم
ات: دوس داری چی باشه
کوک: خب .. اگه پسر باشه عین باباش قوی باشه
اگه دختر بود عزیز دور دونم باشه که بزرگ شد ی باندو مدیریت کنه
ات: اووو پس برات فرقی نداره
کوک: اوم
دیدگاه ها (۱۷)

ویو کوک ات: سوال بد کوک: بگو ات: اگه موقعه عمل من بمیرم و بچ...

کوک ویو سری جامو باش ع ض کردمو روش خیمه زدم کوک: خب میگفتی ت...

ویو کوک دستمو بردم سمت دهنش کوک: خب خب خب چقدر خحرف میزنی پا...

ویو ات اخه چرا باید زندگیم اینطوری بشه یعنی اگه بلایی سر بچ...

شب تولدم پارت 50فصل دوم پارت 21دست اتو تو دستم گرفتم و روی ز...

ازدواج اجباری

پارت نمیدونم چند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط