ارام:عزیزم با این لباس نمیریم مهمونی به جاش میریم روی تخت

ارام:عزیزم با این لباس نمیریم مهمونی به جاش میریم روی تخت(لعنت بر زهن منحرف)

جین:زندگیم بدون فقط من حق دارم تو رو با این لباس ببینم

شوگا:به شدت خوابم میومد ولی با این لباس خواب از سرم پرید

هوپی:سانشینم بهت میاد ولی باید این لباس رو فقط برای من بپوشی

جیمین:بدون من با این لباس‌ برات موچی نمیخرم

وی:اگه تو مهمونی پسر نیست اشکالی نداره

کوک:خیر سرم زن گرفتم

ببخشید بد شد
دیدگاه ها (۳)

مهمونی خطرناک پارت = 2وقتی قرار داد رو بستیم سریع از شرکت زد...

رمان دخت من

دریاچه قو پارت۴۰جیمین پشت به ات خم شد:حالا بیا پشتم که بریم....

*سرنوشت*که یهو با گوشی مورد علاقم و کلی خوراکس رو به رو شدم ...

#چندپارتیموضوع:( وقتی اون یه وارث هست و تو یه مهمونی برای او...

پارت هفتم | دیدار دوبارهپارک لاراـ لارااااا!تو خواب نازم بود...

پارت ۳ ویو ا.ت هنوز سر درد و ضعفی توی بدنم داشتم روی میزم خو...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط