ایســــتاده ام

ایســــتاده ام

بگــــذار ســـــرنوشـــت راهـــــش را بـــــرود...!

مــــــــــــن،

همیــــن جــــا،

کنــــار قــــولــهایــت،

درســـــت روبــــروی دوســــت داشتـــنت

و در عمــــق نبودنــــت،

محــــکم ایستــــاده ام...!
دیدگاه ها (۹)

✍️دلتنگِ بهشتِ آغوشِ تُ ام...!پاییز را به مهرِتو آغاز کرده ...

.شادی داشتنتشادی بغل کردنسازی ست کهدرست نمی‌شناسمشدرست می‌نو...

بگذار هرچه بدی هستدر این خاک بماندمن و تو رهگذر کوچه ی عشقیم...

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

چند هفته‌ای است که من ۳ تا دوست دارم و اون هارو اندازه‌ی کل ...

من از توچیز زیادی نمی‌خواهمفقط گاهیمیان شلوغی روزهایتیادت بی...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒چند روز بعد، یونا بالاخره اجازه گرفت ...

رمان اسیر خان پارت اول ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط