بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت شصت هفت🍷🗡



بوسه ای روی پیشونیم زد
+آروم باش دورت بگردم .. باشه؟

اشکی از چشمام ریخت

+کشتنش.

سرمو آوردم بالا
خیره به چشماش لب زدم
+زخمی بودی، خون می‌چکید ازت.. کوروش؟

هومی گفت

+داشت می‌گفت قاتل پدر و مادرم کین ولی همون لحظه پیشونیش سوراخ شد

از گریه به سک سکه افتاده بودم

اخم کمرنگی کرد
_گریه نکن به خاطر ماجرای صبحه!! ترسیدی باعث شده این خوابارو‌ببینی .. چیزی نیست خب؟

باشه ای با لبای لرزون زمزمه کردم

به لبام که میلرزید نگاه کرد

لبخند نامحسوسش و دیدم

ولی حوصله دعوا نداشتم
حواسم به خودم نبود

نمیتونستم موقعیت و برای خودم هلاجی کنم ..

چشمامو بستم و سرمو گذاشتم روی شونش‌.

دیگه خوابم نمی‌برد

آروم دستشو برد و کمرمو نامحسوس نوازش کرد
رفتم توی فکر
دیدگاه ها (۰)

بازی درخون 🍷🗡پارت شصت هشت🍷🗡کوروش راست می‌گفت شاید به خاطر تر...

بازی درخون 🍷🗡پارت شصت هشت🍷🗡کوروش راست می‌گفت شاید به خاطر تر...

بازی درخون 🍷🗡پارت شصت شیش🍷🗡پریدو نفر داشتن به زور منو از ماش...

بازی درخون 🍷🗡پارت شصت هفت🍷🗡بوسه ای روی پیشونیم زد +آروم باش ...

"سرنوشت " فصل ۲ p,33....خانم : درموردت باهام صحبت کرد ... ی...

𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐋𝐢𝐅𝐄 "𝟐"𝐏𝐀𝐑𝐓_𝟖پلکام کم کم داشت گرم میشد.از سرما میلرزید...

عاشقم باش Part 34

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط