ویو بابای ات

𝓜𝔂 𝓗𝓳𝓷𝓰 “𝓟𝓪𝓻𝓽 ²”

*ویو بابای ا/ت*
*وقتی رفتیم پایین و مهمون رو دیدم چشمام از هدقه زد بیرون... آخه جو؟ این اینجا چیکار میکنه؟؟*
*علامت آقای جو $*

$سلام آقا و خانم لی*با پوزخند*

@تو اینجا چه غلطی میکنی؟چی میخوای؟

$پولمو میخوام...

@عوضی...

☆عزیزم...

$تا فردا بهت فرست میدم... اگه پولمو ندی...

@اگه پولتو ندم؟

$باید دخترتو بهم بدی*پوزخند*

@*زمزمه وار* حرومزاده... فردا پولتو بهت میدم

$واو... چه جدی شدی*پوزخند*

@الان از خونه من برو فردا بیا پولتو بگیر

$خداحافظ لی

@... عزیزم

☆بله؟

@برو و به خوانواده کیم زنگ بزن

☆چ... چرا؟؟ نگو که... نگو میخوای درخواستشون رو قبول کنی؟؟

@من شاید ا/ت رو به خوانواده کیم بدم ولی به اون جو عوضی نمیدم

☆ب... باشه

*اگه بمیرمم ا/ت و بهجو نمیدم شاید به خوانواده کیم بدم ولی به هیچ وجه ا/ت و به اون جو لعنتی نمیدم*

☆عزیزم...

@بله؟!

☆به خوانواده کیم زنگ زدم... و خب اونا گفتن امروز میان تا باهامون حرف بزنن

@خوبه

☆امیدوارم خوب پیش بره

@نگران نباش... درستش میکنم...

☆اوففف... باشه

*بعد یک ساعت در عمارت به صدا در اومد و باز شد چند نفر وارد خونه شدن*

☆خوش اومدید*با لبخند*

@خوش اومدید

&ممنون *با خوش رویی*

÷ممنون

@خب بفرمایید بنشینید

÷خب آقای لی... من میخوام برم سر اصل متلب..‌.

@بله بفرمایید...

÷*بشکن زدن*

*ویو بادیگارد*
*وقتی آقا بشکن زد کیف های پول رو گذاشتیم روی میز و بازشون کردیم و بعد آقا گفت بریم بیرون و ما همه رفتیم بیرون*

*ویو بابای تهیونگ*
*بعد از اینکه به بادیگارد ها گفتم برن بیرون جدی نشستم و شروع کردم به حرف زدن*

÷خب آقای لی من قبلا پیشنهادم رو بهتون داده بودم

@بله خانومم بهم گفته بود

÷خب پس میدونید که...

@بله...

÷اگه که صلاح میدونید بچه ها همو ببینن؟؟

@ببخشد من یه درخواستی ازتون دارم

÷چه درخواستی؟؟

...☆

...&

...@

حی‌حی~
یکم کرم دارم بدجا تموم میکنم😂
نظرتون بهم بگید خوشگلااا🤍🎀
دیدگاه ها (۶)

سلام خوشگلای من🎀🤍به مناسبت روز دختر قراره دو پارت براتون بزا...

𝓜𝔂 𝓚𝓲𝓷𝓰 “𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹”*ویو مادر ا/ت*☆دیگه نمیشه با این وضعیت پیش ر...

سلام خوشگلااا✨️🎀میخوان علامت چند نفر و داخل رمان بهتون بگمته...

درمانگر عشق. پارت۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط