@shaamlu

@shaamlu

هرچند من ندیده‌ام این کور بی‌خیال
این گنگ شب که گیج و عبوس است ـــ
خود را به روشن سحر
نزدیک‌تر کند،

لیکن شنیده‌ام که شب تیره ـــ هرچه هست ـــ
آخر ز تنگه‌های سحرگه گذر کند…


زین روی در ببسته به خود رفته ام فرو
در انتظار صبح..
#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۲)

در دیگران می‌جویی‌ام اما بدان ای دوستاین‌سان نمی‌یابی ز من ح...

من زخم هاے بی نظیری به تن دارم...اما تو مهربان ترینشان بودے....

سلسله موی دوست حلقه دام بلاستهر که در این حلقه نیست فارغ از ...

r

سایه‌های کلاغپارت بیست و یکم | ده دقیقه تا جهنم09:59صدای بوق...

سایه‌های کلاغپارت سی‌ام | قلبی که میان تاریکی گم شدساعت ۴:۱۸...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط