دیروز به مادرم زنگ زدم.

دیروز به مادرم زنگ زدم.

بعد از مرگش تلفن ثابت خانه اش را جمع نکردیم .... نمی خواهم ارتباطمان قطع شود. هر وقت دلم هوایش را میکند بهش زنگ میزنم ...
تلفنش بوق میزند ....

بوق میزند ...

بوق میزند ...

وقتی جواب نمیدهد با خودم فکر میکنم یا برای خرید رفته بیرون یا خانه همسایه است ....

الان چند سال میشود هر وقت دلم هوایش را میکند دوباره زنگ میزنم.

شماره " بیرون " را هم ندارم زنگ بزنم بگویم : " به مادرم بگید بیاد خونه اش دلم براش تنگ شده "!

دوست من اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته " بیرون " .....
امروز بهش زنگ بزن ....
برو پیشش ....
باهاش حرف بزن ....
یک عالمه بوسش کن ....
صورتتو بچسبون به صورتش ....
محکم بغلش کن ....
بگو که دوستش داری ....
و گرنه وقتی بره " بیرون " خیلی باید دنبالش بگردی .....
باور کنید " بیرون " شماره ندارد.
دیدگاه ها (۱۲)

Part10:(فردا،ساعت ۳ بعد از ظهر)جونگ کوک تلفنش رو برداشت و شر...

این یه آهنگ روسیه... که به حرف خیلی ساده ولی عمیق میزنهگاهی ...

چند پارتی..«درخواستی» وقتی نصف شب مریض میشی و دوست پسرت رو ا...

Do I love him, or do I hate him?p:⁵_استرس زیادی ازت میباره +...

پارت ۶ وییوی مینهو:وقتی اقای هان اینا رو بهم گفت جا خوردم ا...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁰پیش‌ از آنکه‌ دانه‌ای‌ جوانه‌ بزند و‌ به‌ نور...

#ازدواج_اجباری P17فردا صبح ساعت ۹:۱۰ دقیقه م.ت: مطمئنی خوبی ...

مهمونی خطرناک پارت=18ویو ات:جونگ کوک خیلی ریلکس لبامو میبوسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط