MRLOVE

MR.LOVE
Part 4

[سومین] آماده شدیم و از خونه رفتیم بیرون، سمت ماشین که هان در رو برام باز کردم من هم سوار شدم. بعدش به سمت شرکت حرکت کردیم. رفتیم توی اتاق تمرین. هان داشت با اعضا احوالپرسی میکرد، منم رفتم یه گوشه‌ نشستم که بعدش هان اومد پیشم. میخواست یه چیزی بگه اما نذاشتم حتی کامل بگه و وسط حرفش پریدم.

سومین: البته یه نکته

هان: چی

سومین: تمرینتو میکنی و کم میای پیشم؛ اوکی؟

هان: ایششش. باشه

[سومین] هان رفت برای تمرین و من چند دقیقه یبار نگاهش میکردم. بالاخره سرم تو گوشی نبود و داشتم کتاب میخوندم، برای همین همش نگاهش میکردم. هان قشنگ میرقصید. اعضا هم قشنگ میرقصیدن.

(پرش زمانی)

[سومین] بدون اینکه هان بفهمه داشتم میرفتم بیرون تا براشون بستنی بگیرم. خریدم و بعد برگشتم. اعضا وقتی دیدن با کیسه ی بستنی اومدم، اومدن سمتم. من هم بهشون بستنی رو دادم. هرکدوم یجای اتاق نشسته بودن و داشتن میخوردن. من هم رفتم همون جای قبلیم نشستم که هان اومد پیشم. لینو هم پشت سر هان اومد و پیش هان نشست

لی‌نو: رقصمون چطور بود؟

سومین: عالی بود!

لی‌نو: مرسی (لبخند)

هان: من چطور رقصیدم؟

سومین: گفتم که عالی بود. همتون عالی رقصیدین (لبخند)

هان: حله همشو به خودم میگیرم (خنده)

[سومین] لبخند زدم و گذشتم. بعد از چند دقیقه استراحت دوباره رفتن سر تمرین...


ادامه دارد...🌟
دیدگاه ها (۲)

فرشته ی نجات من این هشت نفره:))))

خب بریم سراغ جواب ناشناس😔اسلاید ۱ :آه استرس واقعا سخته بگم ک...

۱۰۰ تایی شدنمون مبارک🥳🥳امیدوارم همیشه برام بمونین🎀تا الان هم...

MR.LOVEPart 3[سومین] روی تخت خوابیده بودم، انقدر خوابم عمیق ...

سه پارتی از هان: (وقتی عضو نهمی دعواتون میشه و توی کنسرت مجب...

عشق بی پایان من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط