شب که می رسد

شب که می رسد

به خودم وعده می دهم

که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت

صبح که فرا می رسد

نمی توانم بگویم!

رسیدن شب را بهانه می کنم!

و باز شب می رسد

و صبحی دیگر…

و من هیچ وقت نمی توانم حقیقت را بگویم.

بگذار میان شب و روز باقی بماند

که چقدر

دوســــــــــــــتت دارمـــــــــــــــ
دیدگاه ها (۴)

تنهـــــــایی های مندو نفـــــــره استیـــــــــا با تــــــ...

سالها بعد....قرار نیست اتفاقی بیفتد !نه در آغوش دیگری غلت می...

شُمـــــــــــآ یــآدِتـــــُــــــــــون نمیــــــــــــــآ...

آه ، یکے بود یکے نبود ، یـہ عاشقے بود کہ یـہ روزبہت مـے گفت ...

فیک کوک به چیزی که دل ندارد دل نبند

رمان لیچاپارت ۱۱یوسف:ممنون بریمفاطمه:بریم داشتند تیر اندازی ...

🍃بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ🍃🍃🍀 ای خدای خوب و مه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط