دوست داشتن را آن رفیق مجازی برایم تعریف میکند

دوست داشتن را آن رفیق مجازی برایم تعریف میکند
او که نه با رنگ صدایم آشناست
نه برق نگاهم
و نه گرمی دستانم.....
بی هیچ چشمداشتی احوالم را میپرسد
و به انتظار سلام دوباره ام
مینشیند
تا خلوت این دل زنگار گرفته را
با کلمات پر محبتش بشکند
او همان است که صدایش با دل خاموشم
هم آهنگ است
دوستش دارم به اندازه زره زره تنهایم
و نهایت احساس خشکیده ام
او همان است که به دل ساده ام فهماند
عشق نه آن بود که می پنداشتم
و دوست داشتن چقدر زیباست!!!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به درودشت ودمن؟ یابه باغ وگل و گ...

عشق رابیمعرفت ' معنا مکن زر نداری ' مشت خودرا وا مکنگر نداری...

اینطور که نگاهم می کنیچشم هایم آب می شوند از خجالت ...چه نمک...

هر گاه که یادت در آغوش لحظه هایم به رقص در می آیدقلبم با لهج...

سلامتی آن رفیقی که مجازے بمن آموخت او ڪہ نہ با رنگ صدایم آش...

نمیبخشمت p.20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط